|
 حتماً اسم سيد مهدي شجاعي را شنيدهايد، كسي كه به خاطر موج تازهاي كه در نشريهاش به راه انداخت و به جهت شجاعتي كه در آسيبشناسي مذهبي نشان داد، به او بدهكاريم.
او به حق "پدري در حق ادبيات معتعهد" بوده و هست، كارهاي فرهنگي سيد مهدي شجاعي بيشتر از آن است كه فكر كنيد. او در كارنامه درخشان خود فيلمنامه دو فيلم مطرح "بدوك" و "پدر" ساخته مجيد مجيدي و فيلمنامه سريال ساخته نشده شهيد چمران را دارد، فيلم "توئي كه نميشناختمت" از كتاب "دو كبوتر، دو پنجره يك پرواز" او ساخته شده كه مقام معظم رهبري شخصاً از اين فيلم تقدير كرده است.
او مدتي با آويني انتشارات برگ را اداره ميكرد و حالا نيز انتشارات كتاب نيستان از آن اوست. كتاب "دست دعا چشم اميد" كه ترجمهاي است ديگرگون از مناجات خمسعشر امام سجاد(ع)، يكي ديگر از كارهاي اوست.
او كتابهاي معروف و دوستداشتني "كشتيپهلو گرفته"(در باره حضرت زهرا(س))، "پدر، عشق، پسر"(درباره حضرت علي اكبر(ع))، "آفتاب در حجاب"(درباره حضرت زينب(س))، "از ديار حبيب"(درباره حبيبابنمظاهر) را در كارنامه تاريخنگاريهاي داستاني خود دارد.
كتابهاي "سانتاماريا"، " ضريح چشمان تو"، "امروز بشريت" و "غيرقابل چاپ" نيز از مجموعه كارهاي داستاني اوست.
شجاعي در موسيقي هم كار كرده است، تابستان امسال اپراي "رسول عشق و اميد" را به صحنه برد كه كارگرداني اين تئاتر را برعهده داشت و شخصاً "چكنواريان" را به اجراي اين كار متقاعد كرده بود؛ اين اولين كنسرتي بود كه تمام مقامات رسمي از آن ديدن كردند؛ احمدينژاد، صفارهرندي(وزير فرهنگ)، ... و حتي قاليباف.
اما گفتن همه اينها از اين جهت بود كه اندكي شخصيت مهدي شجاعي معرفي شده و بدانيم كه مدير مسئول نشريه "نيستان" همين سيد مهدي شجاعي بوده؛ نيستاني كه به دليل مسائل و دغدغههاي فرهنگي يكي از به يادماندنيترين نشريات زمان خود بود.
داستان كوتاهي با عنوان "پارك دانشجو" در شماره 12 اين نشريه چاپ شد و تنها به اين دليل كه كاراكتر داستان، يك دانشجوي دانشگاه آزاد است، موجب به دادگاه كشيده شدن اين نشريه شد.
متفاوت كار كردن همواره هزينه داشته است، نيستان بايد قرباني ميشد، قرباني اعتراض مديريت دانشگاه آزاد به دليل داستان پارك دانشجو!
خيليها عبدالله جاسبي،رئيس دانشگاه آزاد را به دليل اين كار هنوز نبخشيدهاند.
به قول سيد مهدي شجاعي اگر بنا به اينگونه قضاوتهاي سطحينگر بود، بايد تا به حال هزاران شيخ و زاهد و مفتي و محتسب از حضرت حافظ شيرازي به خاطر توهين، افترا، نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي شكايت ميكردند!
بد نيست داستان پارك دانشجو را كه سال 75 منتشر شده ، بخوانيد و خودتان قضاوت كنيد.
************ دست بلند كرد و ظريف و دخترانه گفت : پارك دانشجو .
|