تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

تا نفس دارم میگم علی ولی الله
حکایت شعبان بی مخ های جاسبی-3 /وقتی برای تخریب دست به هر کاری می زنند
امروز سایت الف مطلبی را تحت عنوان " مقايسه تطبيقي تصاوير جلسات نقد دانشگاه آزاد" منتشر کرد.
از ابتدای انتشار این خبر شاهد آن بودیم که شعبان بی مخ های جاسبی در نظرات خود این سایت را متهم می کردند.
اما نکته جالب ماجرا آنجا بود که یکی از خوانندگان که خود را "محمدرضا باقری" یعنی همان بنده یا بهتر بگویم من!!! معرفی کرده بود ، اعتراض کرده بود که آی کپی رایت کجا رفته است و این مطلب ماله منه نه سایت مستقل!!!
یکی از دوستان زنگ زد و گفت چرا این نظر رو تو الف دادی؟ گفتم کدوم ؟ که تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده!!!
بهتره یه نکته ای رو تذکر بدم:
بنده خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل نیز هستم و این مطلب را با کمی اصلاحات، متفاوت از وبلاگم آنجا هم منتشر کردم و حقوق خبر برای این سایت محفوظ است.
و بسیار ناراحتم از آن کسانی که سعی دارند با ایجاد حاشیه ، اصل این امر مهم را زیر سوال ببرند.


ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است

باز هم شعبان بی مخ های جاسبی /آشکار شدن مفسده مدیریتی جاسبی
پست http://www.biataberavim.blogfa.com/post-51.aspx را که یادتان هست ،همان شعبان بی مخ های جاسبی که بیش از 2500 بار مورد بازدید قرار گرفت ، خیلی ها اومدن و تو کامنت ها توهین کردند، برخی اتهام زدند که دروغ می گویم و دارم ساسی کاری می کنم ، ما هم جز در مواردی سکوت کردیم
اما خب روز گذشته برنامه "دانشگاه آزاد زير ذره بين" كه در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با حضور سليمي نمين و صادق زيباكلام برگزار شد و البته حاشيه هايي به دنبال داشت.
در این برنامه هم همون شعبون بی مخ هایی که تصویرشون رو در پست 51 گذاشته بودم ، با کمال وقاحت در سالن حاضر بودند .

این آقا رو که حتما یادتون هست، همون که برنامه ریاست جمهوری و امیرکبیر هم به زد
دیروز هم با بقیه رفقاش از ساعت شروع برنامه اومده بودنتو برنامه، جالب بود که وبلاگ من رو هم خونده بود
در آخر برنامه به من گفت: امشب دیگه چی می خوای تو وبلاگت بزنی آقای باقری؟!!
که من هم با خونسردی جواب دادم : شعبون بی مخ های جاسبی - قسمت دوم

ایشون هم که همون آقای دست بوس جاسبیه
تو کل مراسم داشت با تلفن آخرین اتفاقات رو به ؟ !! گزارش می داد.

این دو یار قدیمی رو هم یادتونه، این ها همونهایی بودن که ادعا می کردن اتفاقی اومدن تو امیرکبیر!!!
امروز هم باز سینه چاکانه به حمایت از جاسبی پرداختند

اما این دو نفر ، همونایی که دفعه قبل فیلمبرداری می کردند و انتهای مراسم هم با زاکانی جر و بحث می کردند

این هم آقای فیلمبردار دانشگاه آزاد ، بچه پررو به تمام معنا
تو همه جلسات فیلمبرداری می کنه

اما مهمان ویژه امروز
دکتر مختاری -دکترای دامپزشکی- دبیر  اتحادیه سوم تشکل های دانشگاه آزاد که از قضا فارغ التحصیل هم شده
چند بار درگیر شد، مراسم رو با موبایل ضبط می کرد
10-20 نفر هم با خودش اورده بود
یه نوکر به تمام معنا شعبون بی مخ به معنای حقیقی!

این هم از این برنامه و گاف های جدید جاسبی
خب لااقل آدمات رو عوض کن!
ببینم با این همه سند ومدرک باز هم می خوان بگن دروغه و تهمته؟!
توصیه ام اینه که پست قبلی که لینکش بالای صفحه است رو اگه ندید ببینید
حمله دوباره جاسبی و حامیانش به منتقدین: اتهام‌زنندگان را پاي ميز محاكمه مي‌كشانيم
ll

اتهام‌زنندگان را پاي ميز محاكمه مي‌كشانيم

امروز بیست و ششمین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی است. دانشگاهی که از ابتدا تا کنون ، عبدالله جاسبی بر صندلی ریاست آن تکیه زده و دودستی هم میز ریاست را گرفته تا خدای نکرده یک وقت بعد از 26 سال به او نگویند که برو.
البته به قول روزنامه اعتماد ملی عبدالله جاسبي نامش با دانشگاه آزاد اسلا‌مي مترادف شده است و از هر یک از این دو عبارت یاد دیگری می افتی.
امروز دو روزنامه که برادرخوانده یکدیگرند - اعتماد و اعتماد ملی- و در جریان روزنامه های زنجیره ای پیوسته تر با هم فعالیت می کنند در تیتر یک خود به جاسبی و دانشگاه آزاد و وقایع حول آن پرداختند.
اعتماد از سویی از زبان جاسبی اعلام کرد که قصد کناره گیری ندارد ، و اعتماد ملی هم خوی انتقادناپذیر جاسبی را در برخورد نامناسب با منتقدین را با دیگر به رخ کشید.
جاسبی اعلام کرده که اتهام‌زنندگان و نه منتقدان!!! را پاي ميز محاكمه مي‌كشانيم یعنی هر انتقادی را به منزله اتهام دانسته، هرچند عملکرد جاسبی در منتقدانی همچون سید مهدی شجاعی ها ، سلیمی نمین ها و خضریان ها بارها نشان داده است اما اینبار عزم خود را جزم کرده تا با برخورد امنیتی-قضایی با منتقدان هر کورسوی انتقادی را خاموش کند.
 

دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود ندارد

بیانیه شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

در رابطه با عملکرد "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"

 

نظام جمهوری اسلامی که به همت انقلاب عظیم و شکوهمند مردم ایران و به رهبری داهیانه ی حضرت امام خمینی (ره) بر پا شد توانست گفتمانی جدید نه تنها در کشور بلکه در تمام جهان طرح نموده و آن را به عنوان یکی از متغیرهای اصلی معادلات و تحولات بین المللی تثبیت نماید.

این نظام که مبتنی بر آرا و نظریات مردم و براساس قوانین و احکام الهی شرع مقدس اسلام بنا نهاده شده ، از همان ابتدا با مخالفت ها ، کارشکنی ها و سنگ اندازی های عناصر داخلی و خارجی مواجه گردید.

نگارندگان این بیانیه قصد آن را ندارند که به توضیح ، تفصیل و تحلیل این مخالفت ها و کارشکنی ها بپردازند، اما عملکرد و اظهارات برخی جریان های داخلی- خصوصا در ماه های اخیر- ما را بر آن داشت تا بر اساس رسالت جریان دانشجویی که همانا بیدارگری ، شفاف سازی، مقابله با سیاه نمایی و دفاع از کیان انقلاب و خط امام(ره)، است به پاره ای از تناقضات و هجمه های غیرمنطقی و غیراخلاقی "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" علیه مردم شریف کشور و امام خمینی (ره) اشاره نموده و دیدگاه های خود را در این رابطه به اطلاع افکار عمومی و دانشجویان عزیز برسانیم:

 

1) نقش و جایگاه مردم و اصل مردمسالاری

 همگان بر این امر صحه می گذارند که نظام جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل تاکنون ، همواره متکی بر آرای مردم بوده و صحت و سلامت این اتکا را هر عقل سلیم و منصفی تائید می کند. ضمن آنکه نگاهی گذرا به دوره های مختلف دولت ها و مجلس ها ، همگی گویای این حقیقت است که سلایق و دیدگاه های مختلف و بعضا مخالفِ جریان حاکم بر کشور پیروز گشته است.

اما نکته حائز اهمیت ، میزان پایبندی جریانات و گروه های سیاسی به حق آزادانه انتخاب مردم و تن دادن به اراده ملت برای اداره امور کشور است. از این منظر واکاوی موارد ذیل در رابطه با بخش رادیکال جریان اصلاح طلب ، علی الخصوص "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" ضروری است:

1-1)حمله و توهین به مردم

متاسفانه پس از انتخابات سوم تیر سال 84 شاهد شکل گیری روال جدیدی در جامعه از سوی برخی از گروه های سیاسی- به ویژه جریان موسوم به«اصلاح طلب»- هستیم که علیرغم ادعای پر طمطراق جریان مذکور بر تشکیل جبهه دموکراسی خواهی!! و بکارگیری رویکرد مردمسالارانه!! در رفتارها و مناسبات خود ، حاضر به پذیرش واقعیت جامعه امروز ایران مبنی بر رویگردانی مردم از رفتارهای ساختارشکنانه، افراط گرایانه و نامعقول نیستند و هنوز باور ندارند که عملکرد ضعیف، بی برنامه ، سئوال برانگیز و بعضا خلاف امنیت ملی این جریان در دولت آقای خاتمی و مجلس ششم موجب عدم اقبال مردم به این جریان گشته است.

جریان یادشده به جای پایبندی به قواعد مردمسالاری، دچار توهم و فرافکنی شده و دائم در صدد است شکست خود در 5 انتخابات گذشته(شورای شهر دوره دوم، مجلس هفتم، ریاست جمهوری نهم، شورای شهر دوره سوم و مجلس هشتم) را با طرح ادعاهای غیرمستند و نخ نماشده تبلیغاتی، به گردن برگزار کنندگان و دست اندرکاران انتخابات و تقلب و دستکاری رقیب در نتیجه انتخابات بیاندازد.

سوال مهمی که این روند در ذهن ما دانشجویان ایجاد نموده آن است که شکست خوردگان انتخابات و در راس آن "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بهتر نیست بجای «فحاشی و اهانت به مردم» تحت عناوینی همچون«مردم دچار فقر تحلیل شده اند»، «برنده فعلی انتخابات حاصل آرای مردم ساکن پایین خیابان انقلاب تهران است»،«دولت فعلی حاصل یک رویکرد پوپولیستی است»،«انتخابات فرمایشی است» و صدها مورد دیگر که هر روز در بیانیه ها ، مقالات و مصاحبه های خود می آورند، به فکر اصلاح رویکرد و ابراز ندامت و پشیمانی از گذشته غیرشفاف خود و عذرخواهی از مردم باشند؟ یا شاید بهتر نیست اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بجای آنکه در تاریکخانه های خود به تحلیل انتخابات و شرایط کشور بپردازند، قدری هم به میان همین مردم که به اعتقاد و گفته آنان «توده»،«عوام»،«دارای رویکردهای پوپولیستی» هستند و «اگر دولت مرگ موش هم پخش کند، در صف توزیع آن خواهند ایستاد» بیایند و از نزدیک با حقایق آشنا شوند ؟

مگر همین آقایان نبودند که شعار«حاکمیت از آن مردم و حق مردم است» و «ایران برای همه ایرانیان» سر می دادند، حال چه اتفاقی رخ داده که حاکمیت نه تنها از آنِ مردم و حق مردم نیست و ایران برای همه ایرانیان نمی باشد بلکه حاکمیت و ایران تنها از آنِ احزاب و گروه های سیاسی و خصوصا اصلاح طلبان رادیکال و بویژه یاران گرمابه و گلستان "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" می باشد.

آری، ادعای دموکراسی و آزادی بیان و عقیده ، آنجا ارزشمند است که در رفتار افراد و جریانات ظهور و بروز یابد وگرنه تجربه نشان داده همواره کسانی که در حق مردم جفا کردند و خفقان ، وحشت و انحصارگرایی را بر جامعه حاکم نموده اند، داعیه مردم داری شان گوش فلک را کر نموده است؛ چه اینکه ذهن تاریخی ما دانشجویان انسداد و خفقان سیاسی موجود در دانشگاه ها را در زمان مدیریت همین مدعیان تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بر وزارت علوم دولت های پیشین از یاد نبرده است. آنجا که با ناجوانمردی تمام ، انجمن های اسلامی دانشجویانی که حاضر به پیاده نظام شدن مدیران وقت دانشگاه نبودند را به تعطیلی کشانده، درب دفاتر انجمن های اسلامی را پلمپ و اعضای فعال آن را تعلیق ، اخراج و بعضا حتی مورد ضرب و شتم قرار دادند.

1-2)تقلب پیشگان، نگران سلامت انتخابات!

"سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در حالی در بیانیه خود تحت عنوان "تحلیل انتخابات مجلس هشتم" به بررسی چگونگی برگزاری انتخابات پرداخته که تنظیم کنندگان این بیانیه ، تمام سعی خود را در القای وجود تقلب گسترده و تشکیلاتی در روند انتخابات مجلس به کار بسته اند. صرف نظر از صحت و سقم آمار و ارقام ارائه شده در بیانیه مذکور- که البته دستکاری در حقایق توسط  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" مسبوق به سابقه است- نویسندگان بیانیه به این سئوال پاسخ نداده اند که اساسا چرا آن روز که آقای تاج زاده(رییس وقت ستاد انتخابات کشور و عضو شورای مرکزی  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب") اقدام به تقلب گسترده و دستکاری آرای مردم نمود ، نه تنها سکوت کردند و به تقلب و عدم صیانت از آرای ملت هیچ اعتراضی ننمودند ، بلکه با تمام توان از عضو مرکزیت  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" -که در دادگاه به خاطر جرایمش در ستاد انتخابات کشور مجرم شناخته شده و از کلیه سمت ها ومسئولیت های دولتی محروم گردید- دفاع نمودند؟ راستی این سئوال را بایستی از نویسندگان بیانیه مذکور پرسید که ایشان چطور تمامی ادوار انتخابات در جمهوری اسلامی را زیر سئوال می برند، در حالی که لااقل بخش مهمی از این انتخابات را دوستان و همفکران ایشان برگزار نموده اند؟بایستی از ایشان سئوال کرد اگر در همه دوره های انتخابات تقلب ، کارشکنی، بسیج نیروها توسط جناح اقتدارگرا!، استفاده از امکانات دولتی، فقدان شرایط رقابتی و ... صورت گرفته ، پس چرا هر بار با حرص و ولع بیشتری در انتخابات شرکت می کنند و تا آنجا پیش می روند که حتی آقای سید محمد خاتمی-که به زعم ایشان سرمایه ملی اصلاح طلبان است- را نیز قربانی لیست کاندیداهای خود می نمایند؟

1-3) ساختار "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" چه نسبتی با مردم دارد؟

بررسی ساختار و رویه حاکم بر "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"حاکی از وجود یک سیستم سانتریالیستی و مرکزگرا در این سازمان است که منجر به متصلب و بسته بودن این حزب و عدم امکان ورود اشخاص و چهره های جدید به این جریان گشته است. همگی شاهدیم که سالهاست تعداد انگشت شمار افرادی که به عنوان  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"  فعالیت می کنند-که البته به گفته آقای حجاریان نفراتشان حداکثر به اندازه ظرفیت یک اتومبیل فولکس است- هیچ تغییری نکرده و عملا گردش نخبگان ، ولو بطور حداقلی، طی این سالها در این مجموعه اتفاق نیافتاده است.

از طرف دیگر مناسبات غیرشفاف، مخفی و غیر علنی  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" موجب شده ضمن آن که نحوه تصمیم گیری و تصمیم سازی و جو حاکم بر تحولات درونی این حزب از منظر افکار عمومی و نخبگان پوشیده و در هاله ای از ابهام قرار گیرد ، میزان پایگاه اجتماعی و مقبولیت مردمی این سازمان نیز نامعلوم و نامشخص باشد.

به این معنا واضح است که یکی از موارد مهم تحلیل چگونگی تعامل و نسبت  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با مردم ، همین ساختار معیوب است که بیشتر شبیه یک گروه شبه نظامی و امنیتی می نماید تا یک حزب؛لذا نمی توان یک جایگاه اجتماعی مشخص برای  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" متصور بود و اعضای این سازمان نمی توانند مدعی نمایندگی افکار عمومی باشند.

2) خط امام(ره) ، منشور فکری و سیره عملی  بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی

آنچه لازم است در این مقطع زمانی مورد توجه و تامل نخبگان و دلسوزان جامعه قرار گیرد ، تلاش بی سابقه عده ای از سیاسیون در تحریف و وارونه نشان دادن خط امام خمینی(ره) از یکطرف و مصادره نمودن بنیانگذار جمهوری اسلامی به نفع خود و جریان خود از طرف دیگر است.

جریان مذکور که در بین سالهای 76 تا 84 چشم و دهان خود را بر توهین ها، افتراها ، هجمه ها و حمله های همه جانبه دوستان و هم حزبی هایشان به امام (ره) و انقلاب و اسلام بسته بودند ، در چرخشی عجیب و تامل برانگیز ناگاه به یاد امام(ره) و خط امام(ره) افتاده و با انتساب خاطرات و جملات جدید به حضرت امام(ره)-که البته معلوم نیست چرا پس از 20 سال به خاطرشان آمده است!- افکار و عقاید خود را به بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت می دهند و از این منظر جریان پیچیده ای با هدف تحریف خط امام(ره) و سیره فکری و عملی ایشان در کشور شکل گرفته و همه توان رسانه ای و تبلیغاتی خود را در راه انحراف جامعه از مسیر اصیل امام (ره) به کار بسته است.

جالب این جاست که جریان مذکور در این راه از هیچ حربه ای فروگذار نکرده و کمترین فرصت ها- اگر چه مراسم تدفین ، ترحیم و ختم و ... افراد - را هم از دست نمی دهد.

صرف نظر از مواضع افراد مختلف حاضر در این جریان و تفاوت معنادار ادعای فعلی آنها در پیروی از خط امام(ره) با مواضع و دیدگاهایشان در 10 سال گذشته ، آنچه در رابطه با "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" قابل توجه است ، تناقضات و تضادهای موجود در عملکرد ، رفتارها و مناسبات سازمان مذکور و همفکرانش با خط امام(ره) و منشور فکری و عملی ایشان می باشد. با توجه به مجال کم ، به برخی از این تناقضات اشاره می نماییم:

2-1) نحوه تعامل با آقای حسینعلی منتظری

استمرار رابطه و اظهار ارادت اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" به آقای منتظری تا آنجا برای این سازمان و اعضای آن عادی گردیده که در چند سال اخیر نه تنها علنا به حمایت، انجام ملاقات و تشکیل جلسه با نامبرده می پردازند، بلکه با افتخار به رسانه ای نمودن و انتشار مطالب طرح شده در جلسات و انعکاس رهنمودها!! و نصایح!! مراد خویش اقدام می نمایند که به عنوان نمونه می توان به آخرین جلسه "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با آقای منتظری در مورخ 22/1/87 اشاره نمود. آنجا که آقای منتظری ضمن تقدیر و سپاس و تشکر از اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" به خاطر انجام وظیفه! در مقاطع مختلف ، از این سازمان خواست «به واسطه وجود موانع از انجام وظیفه شانه خالی نکرده و در این راه صبر و تحمل داشته باشند»

آقایان عضو "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" که هم اکنون به دایه ی دلسوز تر از مادر برای انقلاب و خط امام(ره) تبدیل شده اند، مگر به یاد ندارند نامه حضرت امام(ره) مورخ 6/1/68 (مندرج در صحیفه نور جلد 21 صفحه 330)را که در آن «با دلی پر خون و قلبی شکسته» به آقای منتظری نوشتند؟

آنجا که «از سر درد و رنج و بادلی شکسته و پر از غم و اندوه»با مردم سخن گفتند و از «خیانت دوستان» گلایه کردند؟مگر حضرت امام(ره) خطاب به آقای منتظری نگفتند« از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد»؟ مگر همین آقای منتظری نبودکه به فرموده امام(ره) «مهدی هاشمی قاتل را از همه متدینین ، متدین تر می دانست» ؟

و باز مگر همین آقای منتظری نبود که به فرموده امام(ره) «با پخش نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين از رسانه‌هاي گروهي ؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد»؟

آیا تعامل اینچنینی باآقای حسینعلی منتظری هیچ سنخیت و تناسبی با خط امام(ره) دارد یا خیر؟ به امید آنکه آقایان مدعی خط امام(ره) شاید از خواب غفلت بیدار شوند و قدری هم به فکر خط امام(ره) باشند و نه ... .

 

2-2)تعامل با گروهک غیرقانونی نهضت آزادی

یکی از مسایلی که شاید برای آگاهان امر ، جزء غیرشفاف ترین نقاط عملکرد بخش رادیکال جبهه اصلاح طلبان است، بی تردید نحوه تعامل این جریان با گروهک غیرقانونی نهضت آزادی و فراتر از آن حرکت مضحک جریان مذکور در زیر سوال بردن پایه و اساس نظر حضرت امام(ره) در رابطه با نهضت آزادی است.

دعوت "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" از اعضای شاخص نهضت آزادی و حضور ایشان در کنگره یازدهم این سازمان و مانور رسانه ای و بازتاب این حضور از یک سو و از سوی دیگر اقدام مصطفی معین(کاندیدای مورد حمایت "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در انتخابات ریاست جمهوری نهم) در ایجاد تشکیک نسبت به انتساب نامه معروف غیرقانونی بودن نهضت آزادی به حضرت امام(ره) و به تبع آن وعده حضور عناصر وابسته به نهضت آزادی در دولت در صورت پیروزی در انتخابات ، تنها قسمتی کوتاه از عملکرد "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در تقابل و حمله به خط امام(ره) و انقلاب اسلامی است. مگر نه اینکه حضرت امام(ره) در نامه معروفشان به وزیر وقت کشور(آقای علی اکبر محتشمی پور) «نهضت به اصطلاح آزادی را طرفدار جدی وابستگی کشور به امریکا» دانسته اند؟ مگر ایشان در رابطه با نهضت آزادی نفرمودند :«اگر اینها در دولت باقی می ماندند اسلام عزیز چنان سیلی ای از این ستمگران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد»؟ آیا این مطالب خط امام(ره) نیست؟ مگر امام(ره) صراحتا در نامه نیاوردند که «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند»؟ و از همه مهمتر مگر ایشان نگفته اند که«ضرر آنها(نهضت آزادی) به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند، از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین بیشتر و بالاتر است»؟ حال اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" چطور حمایتهای سیاسی و رسانه ای خویش و پیوند ناگسستنی شان با نهضت آزادی را با خط امام(ره) توجیه می کنند؟

 

3) دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود ندارد

نگاهی اجمالی به مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب ، به عنوان سند فکری-عقیدتی این سازمان، و مقایسه و تطبیق عملکرد اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با مرامنامه ، به وضوح گویای تخلف، انحراف و حرکت نکردن بر مسیر اعلام شده در بدو تشکیل این سازمان است.

در مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب صراحتا از «اعتقاد و پذیرش اصل مترقی ولایت فقیه توسط اعضا» و «پاسداری از اصول، ارزشها، آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی» نام برده شده و همچنین در تبصره 3 بند 1 این مرامنامه «هر گونه تغییر و انحراف از ماهیت اسلامی و اصیل سازمان به منزله خیانت به بنیانگذاران و موجب انحلال خود بخود سازمان» آورده شده است. به این معنا ، با توجه به آنچه در قسمت های قبل بیانیه آورده شده و دهها مورد دیگر از تلاش "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در راستای سکولاریزه نمودن ایران اسلامی، استحاله فرهنگی، مقابله با عنصر جمهوریت و اسلامیت نظام، کمک به بیگانگان جهت فشارآوردن بر مردم ایران ، دادن بهانه به دست رسانه های بیگانه با هدف جو سازی علیه جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مفاهیمی همچون صدور انقلاب و ... ، تحصن مجلس ششم ، نامه پراکنی های توهین آمیز به مقامات عالیرتبه نظام، استراتژی فشار از پایین چانه زنی در بالا، ایراد اتهام به شهروندان و همچنین نهادهای قانونی کشور،حمله به ارکان اسلام و زیر سوال بردن و تمسخر و استهزای اعتقادات اصیل اسلامی همچون عصمت ائمه و اصل عقلانی تقلید از مرجعیت و ... خود مؤید نقض اصول اساسی مرامنامه و در نتیجه انحلال خود بخود "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" است و از اینرو قاطعانه باید گفت دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود خارجی ندارد.

 

درآخر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور ضمن تقدیر و تشکر از ملت شریف ایران ودانشجویان آگاه به خاطر حضور در عرصه های مختلف و تلاش برای پیشرفت همه جانبه کشور تاکید می نماید، همانگونه که اقدامات متعدد بدخواهان داخلی و خارجی از ابتدای انقلاب تا کنون نتوانسته است در عزم و اراده مردم کشورمان در دستیابی به قله های رفیع توسعه خللی ایجاد نماید، تلاش امروز و آینده آنان نیز بی اثر و مَثَل «پاشیدن شن به خورشید» خواهد بود.

 

والعاقبه للمتقین

شورای مرکزی

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه های سراسر کشور

زینب یعنی زینت پدر ...
امیرالمومنین علی علیه اسلام را همه میشناسند کافر و مسلمان و شیعه و سنی ....
هر چند بهتر است تصحیح کنم و بگویم امیرالمومنین را کسی نمی شناسد نه کافر و مسمان و نه شیعه و نه سنی
او فخر زمین و آسمان و عرش و فرش و بالاتر از اینها فخر خداست آنجا که می فرماید:
فتبارک الله احسن الخالقین
آری علی آینه تمام نمای خداست.
و چه زیبا فرموده شاعر:
به پرده بود جمال جمیل عز و جل
علی شد آینه ، خیر الکلام قل و دل

اما این علی فرزندی دارد که سرسلسله عشاق و مجانین حسین سلام الله علیهم است.
نام او زینب است یعنی زین اب ، زینت پدر!!!
وا عجبا! که این فرزند زینت آینه تمام نمای الهی است!
زن مگومردآفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش مهر جبین
زن مگو دست خدا در آستین
ما که باشیم که در شان او سخنی بگوییم همین بس که او زینت پدر خود امیرمومنان است.
میلاد نورانی اش بر ما مبارک و ان شا الله که خداوند به یمن  این مولود به همه ما صبر عطا فرماید .

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
شهادت از آن شهید و خجالت از آن استانداری دروغگو!
از ساعت 22:15 شب گذشته اخباری در سایتهای خبری از قول وزیر کشور و وزیر اطلاعات بیان شد مبنی بر اینکه عامل بمبگذاری- (که البته تا چندی پیش مین خنثی نشده بود)- در شمال کشور دستگیر شده و الی آخر
بله طبیعی است که خوشحال می شویم که آقایان فرمانداری فارس فرق مین خنثی و بمب را درک می کنند، اما به چه قیمت؟
برای موجه جلوه دادن خود نزد رهبر عظیم الشان انقلاب گفتند کارشناس ما گفته که بقایای نمایشگاه دفاع مقدس بوده!
خون شهدا را داشتند پایمال می کردند و ...
اما خب زمستون رفت ، روسیاهی به فرماندار و استاندار و شورای تامین ماند.
آقایان خدا خود پاسدار خون شهیدان است
الحمدلله که با قدوم مبارک رهبر انقلاب به فارس ، خون شهیدان اثر کرد و حقیقت رو شد.

به روی شانه نعش دوستان است
زبان عدلخواهان در دهان است
به قرآن بین بمب و مین خنثی
تفاوت از زمین تا آسمان است

به بهانه انتشار بیوتن امیرخانی/ بیوطن حتی در خانه خودش هم نمازش شکسته است

دست نگه دارید ، اگر می خواهید "بیوتن" آخرین رمان رضا امیرخانی - که همین الان در نشر علم واقع در راهروی پانزدهم غرفه ناشران عمومی نمایشگاه کتاب موجود است- را بخوانید، این یادداشت تا تا اتمام کار خواندن آن نخوانید بهتر است ، البته بگم که من حق ورود به پرای وسی شما را ندارم و خودتان مختارید.

 
امیر خانی را خیلی ها با منِ او می شناسند همان کتابی که وقتی آن را دادند برای ویراستاری، ویراستار بعد از چند صفحه ویراستاری، در جایی نوشت، من در عمرم چنین اثر مبتذل و غیراخلاقی ای را به دست نگرفته ام، من را از ادامه كار معذور بدارید!

 
برخی اعتقاد دارند بیوتن به نوعی ادامه ارمیا است که البته شخصیت های حاضر در داستان این نظریه را تقویت می کند هرچند نویسنده زیربار این مسئله نمی رود . به هر حال ارمیا شخصیتی آرمانگراست
 كه امروز هم جا دارد به حیات خود ادامه بدهد. داستان ارمیا نقد دوران سازندگی است، منتهی قبل از وقوع آن دوران. 

 
در دوران سازندگی ناگهان شماری از مسئولان تصمیم ساز و تصمیم گیر به این نتیجه رسیدند كه دوره آرمانگرایی به سر آمده است. در مملكتی با این جمعیت جوان، چنین تصمیمی به شدت غیراصولی بود. این عقیده- یعنی پایان دوره آرمان گرایی- نسلی از جوانان ما را از ورود به عرصه‌های ‌مختلف حكومت و شئون متفاوت زندگی محروم كرد. گناه استحاله بعدی این جوانان بر گردن مسئولانی است كه به عملی كردن این عقیده آرمان زدایی اهتمام داشتند. دوره سازندگی كه گذشت، تازه بعد از دادن آن همه تلفات، حضرات فهمیدند كه نخیر! ما به جوان آرمانگرا هم نیاز داریم. نكته ای كه در امیرخانی در بیوتن به آن اشاره می کند این است كه در این دوره جدید بعد از 76 نیز برخی آرمان‌هایی ‌كه به جوانان داده شد، «توخالی» بود. خطر جوانی كه آرمانگرا نباشد، بسیار كمتر از جوانی است كه آرمان‌های ‌توخالی داشته باشد. یعنی ما هشت سال گرسنگی آرمانی داشتیم، بعد آمدیم به این خیل گرسنگان پفك نمكی دادیم. غذایی كه مغذی نبود! به هر ترتیب هرچند كه كمی دیر شده است و ممكن است اتفاقات ارمیایی دوران بعد از سازندگی كمتر پیشگویانه باشد، اما قدر مسلم قصه ارمیا در این دوران هم می‏تواند جذاب و خواندنی باشد
.

 
حتما برایتان جالب است بدانید که امیرخانی برای نوشتن این رمان یک‌سال تحقیق کرده و برای تکمیل اطلاعاتش، حدود یک سال با یک خودرو، سراسر ایالات متحده امریکا را برای آشنایی با شرایط اجتماعی مهاجران ایرانی زیر پا گذاشته است.و بعد از تهیه 600 صفحه فیش ، طی 6سال و 6 ماه ، 480 صفحه بیوتن را نوشته است.

 
امیرخانی در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی است در مواجهه با تمدن غرب. او به جای این که بیاید هویت ایرانی را در خیابان‌های ‌مرکزی تهران دنبال کند، رفته هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کرده تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشد. به نظرنویسنده برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی می‏شود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب می‏دهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگین‌تری را انجام داده ایم
.

امیرخانی خود در این باره می گوید: در روزگاری كه برای اروپایی‌ها ‌هم، آمریكا تصمیم می‏گیرد، من ترجیح دادم به جای استخر برای شنا به دریا بروم.

 
در مورد نام رمان هم هرچند همان بی وطن بیشتر به رمان می خورد اما نویسنده در متن کتاب با شکل نوشتاری عبارت "بی وتن" بارها بازی کرده است.

 
"مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! "

 
گاهی شخصیت داستان اصطلاح بی وطن را در نامه‌هایش به غلط "بی وتَن" می‌نویسد؛ در جایی از شباهت ظاهری این عبارت با کلمه‌ی "بی‌وتِن" - ماده‌ای شیمیایی‌ای که در زیر ناخن‌ها به‌وجوه می‌آید- بهره برداری شده و درچهارمین نوع آن هم از آیه‌ی "بُیُوتُن من زجاج" - خانه‌هایشان از شیشه است- الهام گرفته شده است
.

 
عناوین فصول هفت‌گانه‌ی این رمان هم عبارتند از: فصل اول: معنا، فصل دوم: فصل پنجم(!)، فصل سوم: مسکن، فصل چهارم: پیشه، فصل پنجم: زبان، فصل ششم: ژنتیک و فصل هفتم: مراثی.

 
خوب نوشتن از یک رمان چهارصد و هشتاد صفحه ای آنهم از امیرخانی با آنهمه ریزه کاری و ظرافت برای من که روز اول نمایشگاه این کتاب را خریده و به صورت اکسپرس در کمتر از 14 ساعت خوانده ام، خیلی بیش از اینها می خواهد اما خب هم جا کم است و هم به قول معروف: حلوای لن ترانی تا نخوری ندانی!!!

آيا فكر نمي كنيد براي رسيدن به وحدت مسيرتان اشتباه است؟؟!!
 روز گذشته بيست و يكمين كنفرانس وحدت اسلامي با سخنراني هاشمي رفسنجاني آغاز بكار كرد.
250 ميهمان خارجي كه از همه مذاهب اسلامي حتي سلفي ها و وهابي ها بودند از 45 كشور اسلامي به همراه انديشمندان داخلي در ايننشست شركت كرده بودند.
نكته جالب توجه اهميت اين كنفرانس است كه بايد زمينه هاي وحدت را در جامعه اسلامي فراهم كند
اما خب حتما بايد براي نيل به اين هدف به سخنان توجه لازم بشود.


تصوير بالا 9 تنها 9 فريم ازتصاوير كساني است كه در حال برگزاري افتتاحيه مشغول چرت زدن بودند.
براستي كداميك از اين سران و انديشمندان!!! مي خواهند وضعيت جهان اسلام را بهبود دهند؟؟؟

 
شيعه و سني متفق اند بر اين حديث كه الصلاه عمود الدين و هر مسلمان اهميت نماز اول وقت و نماز جماعت را به خوبي ميداند چه رسد به عالمان و انديشمندان.
ثمره ي وحدت هم نماز است ، همه مي دانند .
انتظار داشتم پس از اينكه كنفرانس پس از 40 دقيقه بعد از اذان براي نماز متوقف شد حداقل نماز جماعتي بر پا ميشد اما ...

بله هر كس براي خودش نمازي مي خواند ، نه حتي هر فرقه براي خودش ، هر كس براي خودش!!!
مسئولين عاليرتبه وحدت جهان اسلام هنوز هم با هم به توافق نرسيده اند كه يك نماز جماعت بخوانند چه رسد به ....
آقايان تقريب مذاهب ، آيا فكر نمي كنيد براي رسيدن به وحدت مسيرتان اشتباه است؟؟!!


شعبان بی مخ های جاسبی /یا وقتی برنامه ای را به خاطر جاسبی شلوغ می کنند.
مراسم ميزگرد كالبد شكافي يك پرونده با موضوع بررسي عملكرد دانشگاه آزاد كه از سوي دفتر تحكيم وحدت و اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل برگزار شد با ورود عناصر سازماندهی شده از طرف دانشگاه آزاد به اغتشاش کشیده شد مدارکی مبنی بر این فرضیه ارائه می شود:


برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطالب کلیک کنید.
فرمان 8 ماده اي مقام معظم رهبري درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه دامت تاييدائهم

تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي طرح مبارزه با فساد كه دو قوه ي مجريه و قضاييه بدان همت گماشته اند عزم جدي مسئولان را به اقدام در اين امر اساسي و حياتي نويد مي دهد . حكومتي كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله ي طولاني خويش با نظام آرماني علوي و اسلامي بداند و اين جهادي از سر اخلاص و همتي سست ناپذير مي طلبد . جمهوري اسلامي كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامي هدفي ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ي علوي را بايد در مد نظر داشته باشد و به كمك الهي و حمايت مردمي كه عدالت و انصاف را قدر مي دانند تكيه كند

نامگذاري امسال به نام مبارك ((رفتار علوي)) فرصت مناسبي است كه شما برادران عزيز مراقبت از سلامت نظام را كه بحمدالله در سالهاي گذشته همواره در كار بوده فعاليتي تازه نفس و سازمان يافته ببخشيد و با همكاري و اتحاد افق ها را در برابر چشم اين ملت نجيب و مؤمن روشنتر و شفاف تر سازيد . امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن سرمايه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده ي كار و همه ي قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده كنندگان از امكانات حكومتي قطع نشود و اگر امتيازطلبان و زياده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمايه گذار و توليد كننده و اشتغال طلب همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آن به استفاده از راه هاي نامشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد .

خشكانيدن ريشه ي فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره گشا در اين باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسيله ي قواي سه گانه مخصوصا دو قوه ي مجريه و قضاييه است . قوه ي مجريه با نظارتي سازمان يافته و بي اغماض از بروز و رشد فساد مالي در دستگاه ها پيشگيري كند و قوه ي قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد . بديهي است كه نقش قوه ي مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاي قانوني است و نيز در ايفاء وظيفه ي نظارت بسيار مهم و كار ساز است .

لازم است نكاتي را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مي توانند در مبارزه بافساد نقش ايفا كنند تذكر دهم

1- با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد . اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القايات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان هم صدا شوند . اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند! به مسئولان خير خواه در قواي سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد به نوعي هم دستي با فاسدان و مفسدان است . اعتماد عمومي به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهد

2- ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروت هاي ملي موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايه ها است . به اين اشخاص تفهيم كنند كه به عكس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني كه مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند توليد كنندگان اين كشور خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالمند

3- كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ي قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد . دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند

4- ضربه ي عدالت بايد قاطع ولي در عين حال دقيق و ظريف باشد . متهم كردن بي گناهان يا معامله ي يكسان ميان خيانت و اشتباه يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بي گمان اكثريت كارگزاران در قواي سه گانه كشور را تشكيل مي دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامني كنند چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد وظيفه اي مهم شناخته شود

 

5- بخش هاي مختلف نظارتي در سه قوه از قبيل سازمان بازرسي كل كشور ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكاري صميمانه نقاط دچار آسيب در گردش مالي و اقتصادي كشور را به درستي شناسايي كنند و محاكم قضايي و نيز مسئولان آسيب زدايي در هر مورد را ياري رسانند

 

6- وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود نقاط آسيب پذير در فعاليت هاي اقتصادي دولتي كلان مانند معاملات و قراردادهاي خارجي و سرمايه گذاري هاي بزرگ طرح هاي ملي و نيز مراكز مهم تصميم گيري اقتصادي و پولي كشور را پوشش اطلاعاتي دهد و به دولت و دستگاه قضايي در تحقق سلامت اقتصادي ياري رسانند و به طور منظم به رييس جمهور گزارش دهد

 

7- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود . هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد

 

8- با اين امر مهم وحياتي نبايد به گونه ي شعاري تبليغاتي و تظاهر گونه رفتار شود . به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل مشهود گردد به دست اندركاران اين مهم تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند . هر گونه اطلاع رساني به افكار عمومي كه البته در جاي خود لازم است بايد به دور از اظهارات نسنجيده و تبليغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومي را در نظر داشته باشد . از خداوند متعال اخلاص و جد و توفيق را براي خود و شما و همه ي مسئولان اين امور مسالت مي كنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاي حضرت بقيه الله الاعظم روحي فداه قرار گرفته گام بلندي به سوي رفاه و آسايش عمومي را تدارك كند

والسلام عليكم

سيد علي خامنه اي

10 ارديبهشت ماه 1380

گاف هاي جديد از اصلاح طلبان
روزنامه اعتماد(!) رزو پنج شنبه ويژه نامه انتخاباتي را منتشر كرده بود كه روي جلد آن عكسي از شناسنامه هاي افراد شركت گننده در انتخابات را بر روي صفحه اول آن به نمايش گذاشته بود.


دو نكته در اين تصوير وجود داشت
يك - صف آقايون و خانمها در صفوف اخذ راي جداست. لذا يكي جواب بده عكس اين خانم بين اين شناسنامه ها چه كار مي كنه؟
دو - شناسنامه سمت راست همون خانم يه آقا پسر متولد 71 كه بادقت مي تونيد تاريخ تولد با حروف : هزارو سيصد و هفتاد و يك را ببينيد. يعني 16 ساله ها هم مي تونن راي بدن؟؟؟

اما نكته ديگه يه صوتي از خانم الهه كولايي - همان سخنگوي خيالي معين براي رياست جمهوري - شنيدم كه خالي از لظف نيست شما هم از اينجا بشنويدش
سركار خانم كولايي پس از اعتراض به رد صلاحيت(كدوم صلاحيت؟) ميفرمايند كه : اگه مارا نمي خواهند بگن نمي خوايم چرا تهمت مي زنن؟
اسلامي كه ما ياد گرفتيم چي مي گه؟ مي گه التهمت اشد من الزنا!!!
بله بنده ورود اين خانم را به جمع جاعلان حديث تبريك مي گم !!!
آخه مجبوري حديث رو نمي دوني افاضات كني؟
همينطوري اسلام ياد گرفتيد كه الان شديد ايني كه هستيد.!
الللهم اجعل عاقبه امورنا خيرا...
عقب نشینی دانشگاه آزاد از پرونده دانشجوی منتقد

امروز این اولین جلسه دادگاه دانشجوی منتقد دانشگاه آزاد که به اتهام نشر اکاذیب!، تشویش اذهان عمومی!و توهین به عبدالله خان جاسبی مورد شکایت واقع شده بود ، برگزار شد.

 

وكيل مدافع علي خضريان گفته که با پيشنهاد نماينده دفتر حقوق دانشگاه آزاد مبني بر مذاكره طرفين، درخواست استمهال توسط موكل بنده به دادگاه اعلام و رئيس شعبه با آن و تجديد وقت جلسه موافقت كرد.

 

 
امروز علی خضریان با حدود 1000 صفحه سند و مدرک به دادگاه رفته بود تا از اتهاماتش دفاع کند، تا بگوید از فساد های دانشگاه آزاد ، فسادهای اخلاقی ، اقتصادی ، علمی و ..

 

 اما به روایت یک شاهد عینی ، همینکه نماینده دفتر حقوقی دانشگاه آزاد مدارک رو دست خضریان می بینه ، به قاضی میگه که درخواست استمهال دارم یعنی بریم خودمون مذاکره می کنیم همدیگر رو راضی می کنیم.

 

 درخواست مذاكره معمولاً از سوي متهم مطرح مي شود كه به دليل هزينه داشتن اين دادگاه براي دانشگاه آزاد، نماينده دفتر حقوقي دانشگاه آزاد كه شاكي پرونده است اين درخواست را ارائه کرده است.

 

 قاضی پرونده هم با شگفتی اعلام کرده اولین بار است که می بیند شاکی تقاضای استهمال میکند.

بنظر می رسد که با به بن بست رسیدن پروژه های دانشگاه آزاد در تخریب یا تطمیع خضریان که با واسطه های مختلف از تشکل های جاسبی تا نماینده حقوقی او صورت گرفته ، دانشگاه آزاد راه حل این قضیه را تنها در صرف نظر از شکایت دیده است.

 

به امید روزی که دانشگاه آزاد اسلامی یک دانشگاهی شود که ضمن آزاد بودن اسلامی است!

 

نوش‌دارو پس از مرگ سهراب
نشست خبري ستاد انتخابات اصلاح طلبان (همان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در مرحله‌ي اول) امروز (87/2/1) در محل اين ستاد و با حضور مجيد انصاري، الياس حضرتي و سيد محمد صدر برگزار شد. در حاشيه‌ي اين نشست خبري، نكته‌اي قابل توجه بود و آن نصب كاغذي روي ديوار بود كه ظاهرا ضعف‌ها و مشكلات و ايرادات دولت و به طور كلي محورهاي حمله به اصولگرايان نوشته شده بود. ظواهر حاكي از آن بود كه اين كاغذ به اشتباه و از روي غفلت روي ديوار مانده بود. ولي اين عكس...


بله. وقتي يكي از مسئولين برگزاري نشست متوجه اين اشتباه (بخوانيد سوتي يا گاف) شد، خيلي سراسيمه و غير حرفه‌اي، شروع به كندن آن نمود. ولي چه سود كه محتواي اين كاغذ در تاريخ ثبت شده است.
نكته‌ي جالب‌تر اينكه اين كاغذ در نشست قبلي از ستاد هم روي ديوار ديده مي‌شد و اين هم تصوير كامل آن ، كه در پست قبلي هم منتشر شده بود.


:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::