تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

اعتکاف هم تمام شد
خداحافظ مسجد دانشگاه تهران
خداحافظ سحرهای ایام البیض
خداحافظ بیداری بین الطلوعین
خداحافظ دوست های خوب
خداحافظ تفکر و تدبر در قرآن
خداحافظ ...
خداحافظ اعتکاف

شعبون بی مخ حلالم کن!

این چند خط زیر را یکبار با دقت بخوانید:

 

- جاسبی با اشاره به منتقدین خواستار برخورد با اراذل و اوباش سیاسی شد.!

 

- جاسبی در خصوص تصرف ملک شخصی هادوی اولین دادستان انقلاب کشور گفت: زمینها از ابتدا متعلق به دانشگاه بوده و هادوی دروغ می گوید!

 

- در جلسات نقد دانشگاه آزاد عده ای بصورت سازمان یافته برنامه ها را بهم میریزند.

 

- علی بدرقه که خود را دانشجوی واحد گرمسار معرفی کرده بود و گفته بود دست جاسبی را می بوسد!، رییس واحد اسلامشهر شد!!!

 

- اصحاب عالیجناب جاسبی و چماق به دستانش به خانواده هادوی حمله کرده و روسری از سر دختر مسلمان می کشد.

 

- داستان خلخال پای زن یهودی و روا بودن مردن مرد مسلمان را هم که شنیده اید حتما

 

- اتفاقا داشتم بررسی می کردم که عکس های تجمع دانشگاه آزادی ها جلوی مجلس رو دیدم، باز هم همون آدم ها! به سرپرستی علی بدرقه!!!


 

- حال نداشتم مطالب رو ارتباط بدم ، خودتون مرتبطش کنید، فکر نکنم خیلی سخت باشه

 

- می ترسم شعبون بی مخ اون دنیا جلوم رو به خاطر انتساب نامش به این افراد بگیره، شعبون بی مخ حلالم کن!پ

 

- در دنیایی که یزیدیان زیست می کنند و بخاری هم از کسی(بخوانید قوه قضاییه!) برنمی خیزد، همان بهتر که آدم دق کند و بمیرد.

 

دعا کنید زودتر خلاص شوم زودتر از این دنیای کثیف!!!


محمدرضا باقری

خبرنگار و دانشجوی آرمان خواه و عدالت طلب

 

 

 

اي سيد و مولاي ما بزرگترين آرزوي ما شهادت در راه توست

"اى سيّد و مولاى ما! پيش خداى متعال گواهى بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده‏ايم. بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راهِ پُرافتخار و پُرفيض و پُربهجت، جان خودم را تقديم كنم."

هنوز هم وقتي صداي بغض آلود آقا را يادم مي آيد كه اين جملات را مي‌گفت، ناخودآگاه اشك در چشمانم حلقه مي‌زند.

حسينيه امام خميني؛‌جمعيت يكصدا فرياد مي زنند: ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند! رهبر وارد مي شود ،" برادران و خواهران عزيز؛ خيلى خوش آمديد. حرفهاى گفتنى زياد است؛ اما مطلبى كه از نظر من مهمتر از همه است و ذهن مرا مشغول كرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجويان است. اين حادثه تلخ، قلب مرا جريحه‏دار كرد." صداي آقا در بين صداي هق هق جمعيت گم مي شود،

دل تو دل جمعيت نيست، همه مات و مبهوت هستند"بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد" ديگر نمي شود جمعيت را كنترل كرد، همه دارند گيه مي كنند، يادم است آن سال ها 12-13 سال بيش نداشتم و نه مي فهميدم حمله به كوي چيست و نه مي فهميدم كه چرا قلب آقا جريحه دار شده، ولي يك چيز را از گزيه هاي مادرم بر سر سجاده فهميدم:علي زمانه باز هم غريب بود.

اصلا نمي دانم چرا همه علي هاي عالم بخصوص سيد هاشان مظلوم مي شوند ، غريب مي شوند.

الان كمي مي فهمم، كربلا به امام حسين هم گفتند كه بغضا لابيك، براي بغض با پدرت تو رو مي كشيم.

 

 ديگر همه چيز سخت شده بود، حتي نماز جماعت مسجد هم خلوت شده بود، خيلي ها خودشان را باخته بودند، تا اينكه 22 تيرماه ، پيام هشدار دهنده و آرامش بخش رهبر معظم انقلاب التيامي بر زخم ها بود.

 "آقا" آن روز فرمود: "ملت رشيد و غيور ايران ، مردم عزيز تهران . در دو روز گذشته كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران ، به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند، دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند.گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند ولي غافل از اينكه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي ، آنان را بشدت منكوب خواهد كرد... فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان لازم است ، دشمنان زبون را سركوب و منكوب سازند."

و سپس در آوردگاه 23 تير سال 1378، اقيانوسي از يك ملت بيدار دل ، روانه كوچه و خيابان هاي كشوري به نام ايران شد. همانها كه به دستور مقتدايشان اين چند روز سياست صبر و سكوت و تحمل را پيشي گرفته بودند با حضور ميليوني شان باعث حيرت همه تحليل گران غربي گشتند تا بار ديگر اثبات نمايند كه رهبري انقلاب و مردم هوشيار و هوشمند اين نظام ، از چه ظرفيت هاي بي بديل و شگفت آوري در تبديل تهديدها به فرصت ها برخوردارند. راهپيمايي ميليوني و حماسي ملت ايران در 23 تير نشان داد كه از حادثه تا حماسه راهي نيست به شرط آنكه گوش و دل را به امير كاروان سپرده باشي و براي چنين ملتي سرافراز، هماره چنين بوده و هست و خواهد بود.

اما امروز كه برخي به بهانه حمله احتمالي آمريكا مي گويند بايد كوتاه آمد و سازش كرد و گفتگو كرد حرف ما به رهبر عزيزمان يك چيز است:

اى سيّد و مولاى ما! پيش خداى متعال گواهى بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده‏ايم. بزرگترين آرزو و افتخار ما اين است كه در اين راهِ پُرافتخار و پُرفيض و پُربهجت، جانمان را تقديم كنيم.

اندر احوالات شعبان بي مخ ها:/ دست بوس ديروز ، رييس امروز!!!

ديروز خبري از عبدالله خان جاسبي روي خبرگزاري وابسته به جاسبي و قاليباف (مهر) ديدم كه خيلي تعجب كردم،

"جاسبی: در حال حاضر به مانند اجرای طرح اراذل و اوباش که توسط نیروی انتظامی به صورت موفقیت آمیزی انجام شد باید طرح مبارزه با اراذل و اوباش سیاسی که عمده فعالیتشان تخریب و ایراد اتهام است در دستور کار قرار گیرد و به صورت فراگیر اجرا شود"

جاسبي در ادامه حرفهايش مخالفين و منتقدين دانشگاه آزاد را مخالف نظام و همسو با بيگانگان ونسل جديد منافقين عنوان كرده بود.

خيلي دوست داشتم بگم جناب آقاي جاسبي

اگر بنده را هم مثل بقيه منتقدين به دادگاه نمي كشانيد و پرونده برايم تشكيل نمي دهيد،  با حرفهايتان موافقم ، ابتدا از شعبون بي مخ هاي خودتون شروع كنيد ، همون هايي كه به اسم دانشجو در جلسات نقد دانشگاه آزاد شركت مي كردند و جلسه رت بهم ميريختند، جيره و مواجب بگيرانت را مي گويم.

اما امروز صبح يك خبر تو ايسكانيوز(شبكه خبري دانشگاه آزاد) ديدم كه ديگه يقينم بيشتر شد.

خبر مربوط بود به سخنان نغز! دكتر!علي بدرقه ، رياست دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر!

علي بدرقه ،‌ از حاميان آقاي دكتر جاسبي ، در برنامه هايي كه توسط دانشجويان منتقد در دانشگاه هاي اميركبير و تهران برگزار شد به همراه عده اي ديگر از كاركنان اين دانشگاه به عنوان“دانشجو“ در جلسه ايجاد آشوب و جنجال كردند

جناب بدرقه خود را در ارديبهشت ماه دانشجوي دكترا معرفي كرده بود و گفت حاضر است كه دست آقاي جاسبي را بخاطر خدماتش ببوسد.

شايان ذكر است بدرقه در آن زمان مسئول آموزش دانشگاه آزاد واحد گرمسار و دانشجوي سال اول دكتري بود، كه بعد از آن و با گذشت تنها دوماه به مقام رياست دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر منصوب شده  و به  مدرك دكترا ارتقا يافته است.

بالاخره جاسبي آدمي است كه هواي شعبون بي مخ هاش رو داره

آقاي جاسبي براي مبارزه با اراذل سياسي ابتدا از دور و بري هاتان شروع كنيد.

این جمعه هم گذشت و ...
جمعه که می آید شیعه توقع دارد که ندای انا المهدی صاحبش را بشنود
خوشان یادمان دادند که "هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"
جمعه که هر چه به غروب نزدیک تر می شوی دلت بیشتر می گیرد
انگار دیگر مسجل می شود که مولایت این هفته هم نیامد
دعای ندبه یک مضمون بسیار زیبایی دارد
 

لیت شعری این استقرت بک النوی! ابرضوی او غیرها ام ذی طوی

ای کاش می دانستم کجا استقرار داری؟ آیا در سرزمین رضوی و کوه ذی طوی هستی یا کجا؟

این به این معنا نیست که حضرت در رضوی یا ذی طوی است بلکه یک نکته ظریف دیگری در دل خود نهفته دارد

یاران محمد حنفیه قائم به این هستند که محمد حنفیه زنده است و در کوه ذی طوی در سرزمین رضوی به سر می برد.یعنی می دانند کجا باید دنبالش بگردند
در این جا این نکته را به تلمیح اشاره می کند که ای کا می دونستم کجایی؟ حداقل مثل حنفی ها که می گن محمد حنفیه در رضوی است! اما مولای من تو کجایی؟ کجا دنبالت بگردم؟

اللهم نشکو الیک فقد نبینا و غیبه ولینا و قله عددنا و کثره عدونا
خدا به تو شکایت می کنیم از نبود پیامبرمان و غیبت اماممان

باز هم رجب شد ...
تو این فکر بودم که یه پست بنویسم برای ماه رجب و لیله الرغایب و میلاد امام محمد باقر علیه السلام
تو فکر موضوع بودم که یه پیامک برام اومد:
daneshjoye gerami tarikhe parvaz :85/5/15
modir: razavi 09121****55
www.labbayk.com
با آغاز ماه رجب خدا یهو وعده دیدار رو هم مشخص کرد
33 روز دیگر مدینه ، خانه علی و زهرا ، ان شالله و نیمه شعبان مکه معظمه

نمی دونم که آماده این سفر هستم یا نه، اما می دونم صاحب خونه کریمه، نمی ذاره به مهمونش بد بگذره
راستی این 33 بدجوری منو یاد جنگ 33 روزه انداخت، شاید منم یه 33 روز یه جنگ رو آغاز کنم، البته با نفسم!

امشب لیله الرغائبه ، شب آرزوها ، شب رحمت و شب میلاد امامی که علم را شکافت.
امشب زیارت امام حسین افضل اعماله: السلام علیک یا اباعبدالله

چیزی بنظرم نمی آد برای دعا جز آنکه رسول مکرم اسلام فرمود:

اللهم بارك لنا في رجب وشعبان وبلّغنا شهر رمضان

وأعنّا على الصيام والقيام وحفظ اللسان وغض البصر

ولا تجعل حظّنا منه الجوع والعطش



ناراحتي از خرافات يا حمله به احمدي نژاد؟

جناب منتجب نيا مقاله سخيف شما را با عنوان " چند سئوال از رييس جمهور" خواندم.

 براستي احمدي نژاد چه كرده كه شما براي حمله به وي از هر دستاويزي استفاده مي كنيد؟
 مگر اعتقاد به امام زمان جرم است؟
 نكند شما قائل به اين هستيد كه امام زمان وجود ندارد ؟
 
 
آقاي منتجب نيا
 شما كه فردي هستيد كه در حوزه علميه درس خوانديد ،‌(نمي گويم روحاني ،‌ چون به واقع چندان هم روحاني نيستيد!) چطور اين حديث معروف را نشنيده ايد:
 حضرت اميرالمومنين علی ( ع ) می فرماید : بین حق وباطل چهار انگشت فاصله است، پرسیدند معنی اش چیست ؟
 فرمودند : بین گوش وچشم چهار انگشت فاصله است
 " باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم "
 

شما در پرسشهاي هتاكانه خود دائم از شنيده ها گفتيد،‌خوب بود كه از ديده هايتان هم مي گفتيد! البته مي دانم از شنيده گفتن راحت تر است.

 جنابعالي از حديث دم زديد و حلال و حرام!

آيا تهمت ناروا آنهم به مسئولين مملكت حرام نيست؟

 آيا برمبناي شنيده ها – كه آنهم فقط شما شنيده ايد- تصميم گرفتن صحيح است؟
 

آقاي منتجب نيا

 مي دانم كه جوابي نداريد كه بدهيد.
 نهايتا مي خواهيد قسم جلاله بخوريد كه الان يادم نيست!!!
 مي شناسمتان!
 به روح الله حسينيان هم در مورد دانشگاه ايلام و سخنان هتاكانه اتان گفتيد والله من 10 ساله به ايلام نرفتم‌ ،‌ اما بعد كه اسناد رو شد سكوت كرديد.
 اما فراموشکاری دیگرتان در همان روز درا پاسخ به سئوالي در مورد طرح سه فوريتي تعليق فعاليت هاي هسته اي در مجلس ششم بود که گفتيد: اين مسئله را به خاطر ندارم! در پاسخ به من به عنوان خبرنگار نیز گفتيد: بنده خبر نداشتم و من خدا را شاهد مي گيرم که يادم نيست

و هنگامی که به شما گفتم با این همه فراموشی فکر نمی کنید اگر رای بیاورید در مجلس دچار مشکل می شوید با ناراحتی و اخم گفتيد : ممکن است شما اشتباه کرده باشيد يا تعمداً اين حرف را مي زنيد! و با اخم جمع خبرنگاران را ترک کرديد.

 

 

 

آقاي منتجب نيا

 چند سوال ديگر هم ذهنم را آزار مي دهد
 چرا اين مطلب درست در روزي كه حجت الاسلام كروبي در ايران نيستند و در غياب وي چاپ مي شود؟
 آيا آقاي كروبي بارها به خود شما در مورد تحريريه روزنامه هشدار نداده است؟
 آيا انتشار اين متن سخيف در آستانه 18 تير خودكشي سياسي روزنامه اعتماد براي توقيف و ايجاد بلوا در جامعه نيست؟
 

آقاي منتجب نيا!

اما بدانيد و آگاه باشيد كه سنت هاي الهي تخلف ناپذيرند:

و مكروا مكرالله و الله خيرالماكرين

آقای خاتمی، بیا ، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
در چند روز گذشته اخباری شنیده شد که سید محمد خاتمی برای ارزیابی کاندیداتوری اش در انتخابات دهم ریاست جمهوری به 13 نفر از اصلاح طلبان نامه نوشته است

هرچند این خبر از سوی بنیاد باران تکذیب! شد اما برخی از دریافت کنندگان نامه ، ثقضیه را پیش از این مصاحبه لو داده بودند.
در همین راستا برخی از اهالی رسانه دوم خردادی ها رسما نگرانی خود را از حضور خاتمی اعلام کردند
جدای از حزب آزادی و همبستگی و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان که علت نگرانی ود را محدودکردن فضای انتخاباتی می دانستد، محمد قوچانی در سرمقاله شهروند امروز و اکبر منتجبی و احمد زید آبادی هم در وبلاگ هایشان این نگرانی را مطرح کردند.

 

منتجبی در وبلاگ خود نوشته است:

 

 "برخلاف دوستان مشارکتی امیدوار نیستم که خاتمی بتواند آرای گذشته خود را حتی تکرار کند. گرچه شاید ناپلئونی در مقابل احمدی نژاد پیروز شود" ..."اما اگر این اتفاق رخ نداد چی؟اگر خاتمی پیروز نشد آیا همین خاتمی با همین ظرفیت هاست؟ آن وقت زیان دیگری از ناحیه مشارکت نصیب اصلاح طلبان می شود. خاتمی باید در حاشیه بماند. باید در کنار کروبی و هاشمی رییس جمهور بسازد و انتخاب کند. ..."

 محمد قوچانی هم ضمن بیان اینکه " طرح نامزدي مجدد سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري 1388 به همان اندازه نشان از بحران جانشيني در ايران دارد كه نامزدي مجدد اكبر هاشمي‌رفسنجاني در انتخابات رياست‌جمهوري 1384" در ادامه خاتمی را مهره ای سوخته می داند و می افزاید: "جناح چپ ايران اما در طول زمان سرمايه‌هاي خود را خرج كرده است: اكبر هاشمي‌رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي يا هنوز در ذخيره دارد. بدون آن جرات خرج داشته باشد: ميرحسين موسوي يا آنكه در رقابت دروني به تخريب آن پرداخته است: مهدي كروبي يا آن كه بر دامان باد قرار داده است: عبدالله نوري و سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها"

 زید آبادی هم صریحا نوشته است : " من به عنوان يك نويسنده مطبوعاتي به ‏ايشان پيشنهاد مي‌كنم كه يك بار و براي هميشه ترديد را كنار بگذارد و از ورود به اين صحنه خودداري كند!" و تاکید می کند می کند که : "اما اينكه مي‌گويم راي آقاي خاتمي ناپلئوني خواهد بود، دليلش اين است كه حضور ايشان هيجاني در جامعه ‏برنمي‌انگيزد و مهمتر از آن بسياري از اقشار جوان را نمي‌توان براي راي دادن به ايشان قانع كرد و به ‏حركت در آورد."

 بله ، نکته همین جاست نه الان دوم خرداد 76 است که مردم از بسته بودن فضا بخواهند به تبلیغات پوپولیستی همچون دوم خرداد تن دهند و با شنیدن لغت "آزادی" جان از کف دردهند و نه خاتمی همان چهره غریبه سال 76 یا چهره مظلوم و گریان 80 ، زمانه بسیار عوض شده است.
دکتر احمدی نژاد نشان داده است که بدون باج دادن به احزاب و افراد و دانه درشت ها هم می توان مملکت را اداره کرد، می توان تحول سیاسی در جامعه بوجود آورد بدون اینکه آن را در بوق و کرنا کرد، می شود بدون گفتگوی تمدن ها؟! ایران و ایرانی را در هر نقطه جهان سرافراز کرد.
 و مردم نیز این ها را خوب می فهمند.

اما نظر من برخلاف قوچانی و زید آبادی و منتجبی و ... است.
خاتمی باید بیاید.

خاتمی باید بیاید تا آنچنان شکست سنگینی در مقابل احمدی نژاد بخورد تا آقایان عقلشان سرجایش بیاید و بفهمند مردم چه می خواهند؟ هرچند این اتفاق در سوم تیر افتاد ولی کو عقل سلیم؟
بهر حال رقابت احمدی نژاد و خاتمی می تواند محک خوبی باشد برای سنجش افکار عمومی
و سید محمد خاتمی بزرگ آموزگار صبر و ادب!! و کسی که همیشه با مردم صادق!!! بوده است باید بیاید تا مشخص شود که مردم به چه کسی علاقه دارند و چه کسی را صادق می دانند.
البته شاید ترس از همین موضوع است که خاتمی را به نامه نگاری و مشورت واداشته است.

بهرحال ما منتظریم آقای خاتمی
بیا ، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.



السلام عليك با علي بن موسي الرضا ايها الامام الرئوف

در سالروز ميلاد ملكوتي دائر مدار عالم هستي ، قائمه و سبب خلقت ،‌ جهت عرض تهنيت به ساحت ربوبي مولاي ارض و سما ،‌ حضرت علي بن موسي الرضا عازم مشهد مقدس شدم.
همه را دعا خواهم كرد.

جنبش وبلاگي3 تير / احمدي ن‍‍ژاد رافع پرچم عدالت در كشورهاي مظلوم
حامد طالبي نگارنده وبلاگ خبرنگار مسلمان جنبش وبلاگی سومین سالگرد حماسه سوم تیر راه انداخته و ما هم به حسب وظيفه و براي شور در اين جنبش شركت مي كنيم هرچند پست قبلي هم راجع به سوم تير بود.
من هم همينجا از وبلاگهاي ( تاآخر ،‌ لطفا اينجا چرت نزنيد،‌ ژرنالیسم، آزادِ اسیر و امین صبحی براي شركت در اين حركت دعوت مي كنم.

اما سئوالي كه من مي خواهم به آن جواب دهم:

علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟ 

شايد سفرم به اندونزي و مالزي در ماه گذشته و برخورد نزديك با ملت اين دو كشور و چند مليت ديگر در آنجا ،‌ ديد مرا نسبت به آنچه كه در سطح بين الملل بدست آورده ايم عوض كرد.
شايد باورتان نشود ،‌ اما در اندونزي تا مي گفتي ايراني هستي ،  مي گفتن : اوه ،‌ احمدي ن‍ژاد
اونجا احمدي ن‍ژاد مشهور و محبوب بود،‌ با هر قشري كه صحبت مي كردي ،‌ از راننده تاكسي و مردم عادي و فروشنده و دانشجو و استاد دانشگاه هر كدوم به نوعي اون رو تاييد مي كردند.
يك استاد دانشگاه در دانشگاه اندونزي ،‌ بزركترين دانشگاه شهر جاكارتا و اين كشور ،‌ مي گفت: به احمدي ن‍ژاد سلام ما را برسونيد و بگوييد از مواضع خود كوتاه نيايد ،‌ تاثير مقاومت شما تا اين جا هم سرايت كرده است.
در مالزي هم همينطور بود،‌ اونجا با يه ايراني آشنا شديم كه 20 سال بود تو كوالالامپور تجارت مي كرد ،‌ اون مي گفت از وقتي احمدي ن‍ژاد تو سازمان مللل سخنراني كرد ،‌ علاقه ها براي تجارت با ما بخاطر ايراني بودن افزايش پيدا كرده ، حتي مي گفت پس از نصب عكس دكتر تو اتاق كارش هيچ قراردادي نشده كه بسته نشه.
مي گفت به اين مي گن رييس جمهور ،‌ حداقل مي دونيم مي خوايم چكار كنيم ،‌ خاتمي 8 سال با گفتگوي تمدنهاش ما رو سركار گذاشت و عزت ما رو از بين برد. من الان اينجا افتخار مي كنم كه بگم ايراني ام و رييس جمهور كشور دكتر احمدي ن‍ژاده.
تو مسير ها هم وقتي با مسافراي ديگه صحبت مي كردم همه از شجاعت احمدي ن‍ژاد در ايستادگي در مقابل آمريكا و اسراييل صحبت مي كردند.
يادم مي آيد جمله اي از مقام معظم رهبري كه فرمودند: اين انقلاب بي نام خميني در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست. اكنون به اين فكر مي كنم كه امام و انقلاب در جهان با احمدي نژاد به نسل جديد ملت ها دوباره شناسانده شدند
رمز پيروزي دكتر در اين مسير هم خيلي فرمول پيچيده اي ندارد ،‌ اصلا سخت نيست فهميدنش،‌ دكتر احمدي نژاد سخنان امام و رهبري را موبه مو جدي گرفت  و عمل كرد.
او برخلاف برخي عقيده نداشت كه انديشه هاي امام را بايد به موزه سپرد بلكه قاطعانه آن ها را زنده كرد و پاي آن ها ايستاد.
آري احمدي نژاد ،‌اين سرباز امام و رهبري ، با استكبار ستيزي محبوب دل مستضعفان قرار گرفت.
بلي درست است كه عده اي مستكبر هم با ما دشمن شدند ، اما ما اين آيه قرآن را در گوش داريم كه خدا بندگان مستضعف را بشارت داد:
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين
آري ، اين مخالفت ها هم با دكتر مي شود به سبب قدم نهادن او در مسير ولايت است.
احمدي ن‍ژاد محبوب دل ملل آزاده است ،‌ چون ندايي را كه سالها منتظر شنيدن آن بودند را از زبان او شنيدند.
و يقيين دارم اگر ذره اي ايمانش راسخ نبود و ضعف داشت ،‌ نمي توانست ايستادگي كند و محبت خود و انقلاب را در دل جهانيالن جاي دهد.
اللهم ايّده و نصره بنصرتك

به بهانه سالگرد سوم تیر/ یاد یک حماسه

سال 82 که دکتر احمدی نژاد بعنوان شهردار تهران انتخاب شد شاید برای خیلی ها ناشناخته بود، چون بی‏هیاهوهای سیاسی، و خودنمایی های شیطانی، برای خدا به جهاد برخاسته بود ، هر چند جامعه دانشگاهی پیش از هم اورا بعنوان کارشناس امور تشکیلاتی و سیاسی و فرهنگی می شناختند.

 از همان زمان شهرداری بود كه جانبداري از حقوق مردم در شيوه مديريت احمدي نژاد بچشم مي خورد
زماني كه او شهردار تهران بود حتي از پوشيدن لباس رفتگرها و جارو كردن خيابان‌هاي تهران هراسي نداشت. او هزینه های اضافی را در شهرداری قطع کرد و آن را به اموری مانند وام ازدواج برای جوانان اختصاص داد، هر چند بعد از وی شامل نقض این رفتارها در شهردار و شهرداری تهران شدیم.

احمدی نژاد به جای اینکه 2 ساعت برای مردم سخنرانی کند، 7 ساعت به درد و دلهای مردم گوش می داد ، کانه هیچ کاری در شهرداری مهمتر از شنیدن حرف شهروندان و حل کردن مشکلات ایشان نیست

شهردار تهران برای حل مشکلات ترافیک با احداث اتوبانهای جدید و اصلاح برخی اتوبانهای قدیمی و طرح حذف چراغ قرمز و جایگزینی دور برگردان روندی را طی می کرد که مردم روزبروز بیشتر امیدوار می شدند. از همان زمان بود که کارشکنی و اظهارات مخالف با احمدی نژاد اعلام می شد  

یک روز به دلیل برف سنگین و بی سابقه در تهران و بدون در نظر گرفتن کارشکنی وزارت کشور، گناه خود را به دوش احمدی نژاد انداختند و وی را متهم کردند که مدیر نیست،  روزی هم خاتمی بالاخره متوجه ترافیک تهران شد وتلویحا شهردار را مقصر دانست.

 

اپیزود دوم

ثبت نام کاندیداها برای ریاست جمهوری آغاز شد ، اتفاقی که جریان حاکم از آن می هراسیدند اتفاق افتاد ، دکتر وارد رقابت شده بود،در مرحله اول دیگران خیلی تلاش کردند که  با شعارها و تبلیغات نخ نما شده ای  همچون دوباره سازی وطن!با اصلاحاتی که 8 سال وقت مردم را تلف کرده بود، تبلیغات زرق وبرق دار با لباس های گران قیمت که نشان می داد آقایان فکر کردند می خواهند تبلیغ پوشاک کنند نه ریاست جمهوری ، صدقه ی 50 هزارتومانی ، و استفاده از متدهای جدید مثل انگلیسی نوشتن نام خود ،رای مردم را جلب کنند ، اما آنچه که مردم برگزیدند چیزی نبود جز گفتمان  مهرورزی و عدالت

غروب چهارشنبه 25 خرداد 83 را خوب یادم هست ،در شهر سمنان از دانشکده و میان شهر به خوابگاه می رفتم ،ستادهای انتخاباتی کاندیداها در میدان اصلی و مکان های استراتژیک شهر واقع شده بود البته بجز ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد که در یکی از کوچه پس کوچه های سمنان واقع شده بود، تبلیغات رنگارنگ کاندیداها و صدای موسیقی و همهمه کلافه ام کرد، به خوابگاه که رسیدم یک دل سیر گریه کردم از مظلومیت دکتر.

بهر حال دور اول تمام شد و مردم رای خود به صندوق انداختند ، اما در دور دوم اتفاقاتی رقم خورد که توقع آن نمی رفت ، پخش شب نامه و روزنامه  بر علیه دکتر، اعلام حمایت های شخصیت های گوناگون از هاشمی ، مقابله با اختناق و وحشت!!! با رای به هاشمی ،توهین های آشکار در مناظرات تلویزیونی به شخصیت دکتر ، قطع برق کشور در زمان پخش صحبت های دکتر از تلویزیون و ....

در سمنان تا چشم کار می کرد تبلیغ هاشمی بود ، در این میان استاندار وقت هم تمام تلاش خود را می کرد، عده ای از مدیران شرکتهای شهرک صنعتی سمنان هم رسما گفته بودند کارگرانشان باید به هاشمی رای بدهند .ستاد های همه کاندیداها تبدیل شده بود به ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی ؛ اما در ستاد دکتر وضعیت گونه دیگری بود، بچه ها روزه می گرفتند برای پیروزی ، هر کس نذری کرده بود برای دکتر و همه خرجها از جیب خود ما می رفت ، یادم هست که یکی از دوستان 3 میلیون تومان آن موقع قرض الحسنه گرفته بود برای مخارج که تا همین سال گذشته هم داشتیم اقساط آن را پرداخت می کردیم.

انتخابات برگزار شد و به قول کیهان مردم کار را تمام کردند، انگار دعاهایمان اثر گرفت، روزه هایمان  نتیجه داد، دولت مهروزی و عدالت انتخاب شد ، اتفاقی که خیلی ها از آن می هراسیدند بر اساس آمار رسمی که از سوی ستاد انتخابات اعلام شد، از مجموع 27 ميليون و 959 هزار و 254 رای داخل ايران، آقای احمدی نژاد به 17 ميليون و 248 هزار و 782 رای را از آن خود کرد.

 

اپیزود سوم

با اعلام نتایج اولیه که حاکی از پیروزی دکتر در انتخابات بود، سیل نامه هاو فکس ها و حتی افرادی بود که به ستا دکتر آمدند ، نه البته فقط برای تبریک ، برای اینکه در لیستی که می خواهیم به تهران بفرستیم اسم آنها هم باشد !!! البته قرار نبود همچین لیستی باشد و بعد هم این کار انجام نشد ، اما خیلی جالب بود که فردی می گفت : به هرکدامتان نفری 3 میلیون میدهم که اسم مرا به عنوان حامی احمدی نژاد در انتخابات اعلام کنید!!!غافل از اینکه باندبازی و مافیاگری در سیستم دولت جدید نقشی نخواهد داشت.

بعد از روی کار آمدن دولت جدید ، جریان مغلوب تا امروز سعی کردند به هر آلتی به دولت ضربه بزنند ، مانع پیشرفتآن شوند، طرح های نوی آن را مسخره کنند ، کارشکنی کنند، مردم را مایوس کنند، جریانهای تندرو را به دکتر منتسب کنند و دروغ بنویسند از زبان رییس جمهور ، بیرحمانه به او حمله کنند و  ...

گویا قرآن نشنیده اندکه " و مکروا مکر الله والله خیرالماکرین"

اما احمدی نژاد با قدرت جلوی آنها و مافیای آنها ایستاده است، هرچند که بخاطر این استقلال ضربات سنگینی را هم متحمل شده است.

بهر حال سوم تیر سالگرد حماسه ایست که مردم آن را خلق کردند و نتایج عالی آن را نیز در مواضع داخلی و خارجی دیدیم ، کارهایی که عزت را به ایرانیان بازگرداند که بیان آنها را به زمانی دیگر موکول می کنم.

اما در پایان سختی دارم با دکتر احمدی نژاد

دکتر عزیز

ما برای پیروزی تو دعا کردیم و روزه گرفتیم و از هیچ قدرتی جز خداوند و اهلبیت کمک نخواستیم

اینک نیز که فشارهای بیرحمانه را بر تو متحمل کرده اند ، برای تو از خدا و اهلبیت کمک و استعانت می طلبیم،

خدایا صبر و تحمل زا به رییس جمهور در راه عقیده و جهاد عنایت کن!

دوم تیر 87- محمدرضا باقری

وبلاگ نویس، خبرنگار و دانشجو

همشهری جوان، یا تریبون توطئه سازان تحکیم؟

مجله همشهری جوان به که فرماندهی!پسر آقای حداد عادل! قرار است نسخه بدل چلچراغ برای جناح راست باشد و سر جوانا گول بمالد تا در انتخابات ها از اصلاح طلبان عقب نمانند برای اثبات خود دست به هر ترفندی می زند .مدتهاست این هفته نامه با فحاشی و دروغ پردازی و حاشیه سازی به جای نقد علیه دولت نهم سعی دارد که بزرگ شود و سری در سرها در بیاورد..

نشریه معلوم الحال "همشهری جوان" در شماره اخیر خود که امروز شنبه 1 تیر 87 منتشر شد ، در صفحه 17خود به ماجرای غائله دانشگاه زنجان پرداخت.

در این گزارش که با تیتر "تعرضی که جنجال آفرین شد/ هوای زنجان ابری است" ارائه شده ، نویسنده بارها سعی کرده است شرایط دانشگاه را حساس و بحرانی جلوه دهد و از همه مهمتر خود به عنوان یک مرجع صدور حکم بر آمده و حکم به تعرض معاون دانشجویی داده است، چیزی که حتی مدعیان این پروژه هم آن را به عنوان پیشنهاد تعرض عنوان می کنند.

در ادامه این گزارش با قهرمان سازی از از انجمن اسلامی معلق این دانشگاه آمده است: "بروبچه های انجمن اسلامی این دانشگاه با اطلاع از ماجرا و شکستن قفل در و ورود به دفتر او ما جرا را فاش می کنند و از همین صحنه فیلم می گیرند"؛ نمی دانم اینهایی که نویسنده با آب و تاب بیان کرده در کدام فیلم دیده است؟ شاید نسخه منحصر بفردی توسط انجمن معلق به دفتر همشهری جوان فرستاده شده اما در فیلمی که در اینترنت موجود است این صحنه ها وجود ندارد و صدایی هم که گفته می شود دختر دانشجو ضبط کرده ، وجود خارجی ندارد ولی همشهری جوان به آن استناد کرده است.

نویسنده در پایان نیز خواسته های غیر منطقی دانشجویان بلواگر به سبک پایگاه خبری امیرکبیر تکرار می کند.

این پوشش خبری دروغ و سراسر کذب  که بیشتر شبیه رسانه های بیگانه و معاند نظام است و آدم را به یاد سایتهای فیلتر شده می اندازد، نمودار انحراف این نشریه را تکمیل می کند.

گفتنی است نشریه همشهری جوان که متعلق به شهرداری تهران است از هزینه بیت المال انتشار می یابد و انتشار این اخبار دروغ در آن همزمان با تخریب دولت در روزنامه های همشهری و تهران امروز – که از قضا آنها هم متعلق به شهرداری است-  معنادار می نماید.

:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::