سال 82 که دکتر احمدی نژاد بعنوان شهردار تهران انتخاب شد شاید برای خیلی ها ناشناخته بود، چون بیهیاهوهای سیاسی، و خودنمایی های شیطانی، برای خدا به جهاد برخاسته بود ، هر چند جامعه دانشگاهی پیش از هم اورا بعنوان کارشناس امور تشکیلاتی و سیاسی و فرهنگی می شناختند.
از همان زمان شهرداری بود كه جانبداري از حقوق مردم در شيوه مديريت احمدي نژاد بچشم مي خورد زماني كه او شهردار تهران بود حتي از پوشيدن لباس رفتگرها و جارو كردن خيابانهاي تهران هراسي نداشت. او هزینه های اضافی را در شهرداری قطع کرد و آن را به اموری مانند وام ازدواج برای جوانان اختصاص داد، هر چند بعد از وی شامل نقض این رفتارها در شهردار و شهرداری تهران شدیم.
احمدی نژاد به جای اینکه 2 ساعت برای مردم سخنرانی کند، 7 ساعت به درد و دلهای مردم گوش می داد ، کانه هیچ کاری در شهرداری مهمتر از شنیدن حرف شهروندان و حل کردن مشکلات ایشان نیست
شهردار تهران برای حل مشکلات ترافیک با احداث اتوبانهای جدید و اصلاح برخی اتوبانهای قدیمی و طرح حذف چراغ قرمز و جایگزینی دور برگردان روندی را طی می کرد که مردم روزبروز بیشتر امیدوار می شدند. از همان زمان بود که کارشکنی و اظهارات مخالف با احمدی نژاد اعلام می شد
یک روز به دلیل برف سنگین و بی سابقه در تهران و بدون در نظر گرفتن کارشکنی وزارت کشور، گناه خود را به دوش احمدی نژاد انداختند و وی را متهم کردند که مدیر نیست، روزی هم خاتمی بالاخره متوجه ترافیک تهران شد وتلویحا شهردار را مقصر دانست.
اپیزود دوم
ثبت نام کاندیداها برای ریاست جمهوری آغاز شد ، اتفاقی که جریان حاکم از آن می هراسیدند اتفاق افتاد ، دکتر وارد رقابت شده بود،در مرحله اول دیگران خیلی تلاش کردند که با شعارها و تبلیغات نخ نما شده ای همچون دوباره سازی وطن!با اصلاحاتی که 8 سال وقت مردم را تلف کرده بود، تبلیغات زرق وبرق دار با لباس های گران قیمت که نشان می داد آقایان فکر کردند می خواهند تبلیغ پوشاک کنند نه ریاست جمهوری ، صدقه ی 50 هزارتومانی ، و استفاده از متدهای جدید مثل انگلیسی نوشتن نام خود ،رای مردم را جلب کنند ، اما آنچه که مردم برگزیدند چیزی نبود جز گفتمان مهرورزی و عدالت
غروب چهارشنبه 25 خرداد 83 را خوب یادم هست ،در شهر سمنان از دانشکده و میان شهر به خوابگاه می رفتم ،ستادهای انتخاباتی کاندیداها در میدان اصلی و مکان های استراتژیک شهر واقع شده بود البته بجز ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد که در یکی از کوچه پس کوچه های سمنان واقع شده بود، تبلیغات رنگارنگ کاندیداها و صدای موسیقی و همهمه کلافه ام کرد، به خوابگاه که رسیدم یک دل سیر گریه کردم از مظلومیت دکتر.
بهر حال دور اول تمام شد و مردم رای خود به صندوق انداختند ، اما در دور دوم اتفاقاتی رقم خورد که توقع آن نمی رفت ، پخش شب نامه و روزنامه بر علیه دکتر، اعلام حمایت های شخصیت های گوناگون از هاشمی ، مقابله با اختناق و وحشت!!! با رای به هاشمی ،توهین های آشکار در مناظرات تلویزیونی به شخصیت دکتر ، قطع برق کشور در زمان پخش صحبت های دکتر از تلویزیون و ....
در سمنان تا چشم کار می کرد تبلیغ هاشمی بود ، در این میان استاندار وقت هم تمام تلاش خود را می کرد، عده ای از مدیران شرکتهای شهرک صنعتی سمنان هم رسما گفته بودند کارگرانشان باید به هاشمی رای بدهند .ستاد های همه کاندیداها تبدیل شده بود به ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی ؛ اما در ستاد دکتر وضعیت گونه دیگری بود، بچه ها روزه می گرفتند برای پیروزی ، هر کس نذری کرده بود برای دکتر و همه خرجها از جیب خود ما می رفت ، یادم هست که یکی از دوستان 3 میلیون تومان آن موقع قرض الحسنه گرفته بود برای مخارج که تا همین سال گذشته هم داشتیم اقساط آن را پرداخت می کردیم.
انتخابات برگزار شد و به قول کیهان مردم کار را تمام کردند، انگار دعاهایمان اثر گرفت، روزه هایمان نتیجه داد، دولت مهروزی و عدالت انتخاب شد ، اتفاقی که خیلی ها از آن می هراسیدند بر اساس آمار رسمی که از سوی ستاد انتخابات اعلام شد، از مجموع 27 ميليون و 959 هزار و 254 رای داخل ايران، آقای احمدی نژاد به 17 ميليون و 248 هزار و 782 رای را از آن خود کرد.
اپیزود سوم
با اعلام نتایج اولیه که حاکی از پیروزی دکتر در انتخابات بود، سیل نامه هاو فکس ها و حتی افرادی بود که به ستا دکتر آمدند ، نه البته فقط برای تبریک ، برای اینکه در لیستی که می خواهیم به تهران بفرستیم اسم آنها هم باشد !!! البته قرار نبود همچین لیستی باشد و بعد هم این کار انجام نشد ، اما خیلی جالب بود که فردی می گفت : به هرکدامتان نفری 3 میلیون میدهم که اسم مرا به عنوان حامی احمدی نژاد در انتخابات اعلام کنید!!!غافل از اینکه باندبازی و مافیاگری در سیستم دولت جدید نقشی نخواهد داشت.
بعد از روی کار آمدن دولت جدید ، جریان مغلوب تا امروز سعی کردند به هر آلتی به دولت ضربه بزنند ، مانع پیشرفتآن شوند، طرح های نوی آن را مسخره کنند ، کارشکنی کنند، مردم را مایوس کنند، جریانهای تندرو را به دکتر منتسب کنند و دروغ بنویسند از زبان رییس جمهور ، بیرحمانه به او حمله کنند و ...
گویا قرآن نشنیده اندکه " و مکروا مکر الله والله خیرالماکرین"
اما احمدی نژاد با قدرت جلوی آنها و مافیای آنها ایستاده است، هرچند که بخاطر این استقلال ضربات سنگینی را هم متحمل شده است.
بهر حال سوم تیر سالگرد حماسه ایست که مردم آن را خلق کردند و نتایج عالی آن را نیز در مواضع داخلی و خارجی دیدیم ، کارهایی که عزت را به ایرانیان بازگرداند که بیان آنها را به زمانی دیگر موکول می کنم.
اما در پایان سختی دارم با دکتر احمدی نژاد
دکتر عزیز
ما برای پیروزی تو دعا کردیم و روزه گرفتیم و از هیچ قدرتی جز خداوند و اهلبیت کمک نخواستیم
اینک نیز که فشارهای بیرحمانه را بر تو متحمل کرده اند ، برای تو از خدا و اهلبیت کمک و استعانت می طلبیم،
خدایا صبر و تحمل زا به رییس جمهور در راه عقیده و جهاد عنایت کن!
دوم تیر 87- محمدرضا باقری
وبلاگ نویس، خبرنگار و دانشجو
|