تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

فقرا سوی تو آیند...

بمناسبت اربعین حسینی، با کوله باری از شرمندگی

راهی حرم امن امام رئوف امام رضا هستم

تصویر: حجره ی پنجم صحن آزادی حرم رضوی

خاتمی هم احمدی نژادی شده است

الحمدلله بعد از گذشت 3 سال از دوران خدمتگذاری دولت نهم ، سواران بر گرده ملتحقیقت را یافته و خواسته و ناخواسته مجبورند ادای احمدی نژاد را در بیاورند.

آقایان معتقد به جامعه مدنی که همواره از مردم فراری بودند، به مدد اصلاح گفتمان جامعه مجبورند به مردم توجه کنند و به قول خودشان مانند احمدی نژاد پوپولولیست شوند.

راستی شنیدم خاتمی هم قرار است به سفر استانی برود! مبارک است ان شالله


پروژه تخریب بسیج از سوی یاران خاتمی آغاز شد

 

*"اگر احمدی نژاد رییس جمهور شود بین پیاده روها و زنان و مردان پیاده رو می کشند"

این جمله بود که در صدر شبنامه ها بین 27 خرداد و سوم تیر 84 علیه محمود احمدی نژاد پخش می شد.

اختناق و تحجر ، دو پدیده ی دیگری بود که مردم را برای مقابله با آن به هاشمی رفسنجانی دعوت می کردند.

الحمدلله که اسناد آن موجود است و گویندگان این حرفها هنوز زنده اند و معترف!

کاری به این نکته ندارم که این موهومات هیچ گاه به وقوع نپیوست، اما چیزی که مهم است دروغگویی و لجن پراکنی عده ای است که سعی در قلب واقعیت دارند.

 *سوم خرداد 83 بود و دوران تکتازی میلیشیای تحکیم وحدت در دانشگاهها، دکتر حسن عباسی در تالار فردوسی دانشگاه تهران داشت سخنرانی می کرد که عده ای چماق بدست از اعضای انجمن آمدند و برنامه را بهم ریختند، فیلم مراسم موجود است.

 *همین تابستان بود که اعضای انجمن تهران که حامیان اصلی خاتمی هستند، ریختند نشست قانونی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل را بهم ریختند و چند نفری را هم ضرب و شتم کردند و سر و دستی هم شکستند، باز هم فیلم مراسم موجود است.

 *امروز 22 بهمن بود، روز وحدت ملی، اما انگار دارو دسته شاه سلطان حسین ها نمی خواهند مردم این وحدت داشته باشند، پس از آنکه خاتمی در بین مردم حاضر شده و حالا چند نفری که هویتشان زیر سوال است چند شعار هم می دهند، در سایت باران(موسسه خاتمی) می آید که بسیجی ها بودند که چماق بدست داشتند و آمده بودند خاتمی را بزنند!!!!!بعد چند ساعت هم بسیجیان را با گروه فشار عوض می کنند!

 آقایان یاری و باران

از خدا بترسید

شما که لودر برداشتید رفتید در خانه منتظری را از جا بکنید این حرفها به شما نمی آید!

شما که جنبش دانشجویی(!)تان دائما چماق بدست دارد و از گفتمان می هراسد، بیشتر  گروه فشارید یا بسیجی که شجره طیبه است؟

پروژه تخریب را کلید زدید، اما مطمئن باشید مردم خود سره را از ناسره تشخیص خواهند داد.

امیدوار بودیم از تجربه شکست پدرتان(هاشمی رفسنجانی) که با همه توان او را بزرگ و احمدی نژاد را خوار و تخریب کردید و لجن پراکنی کردید، درس می گرفتید.

برای یکبار هم که شده بیایید به شعور مردم توهین نکنید و به نظر و رای مردم احترام بگذارید.تا روز انتخابات در صحنه باشید و جوانمردانه رقابت کنید

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

 

تفاوت دو نگاه/ بدون شرح

_________________________________

بعد نوشت:

عكس اول مربوط به تجليل احمدي نژاد از خانواده شهداي خراسان است و

عكس دوم متعلق به ديدار اعضا هيئت تحريريه روزنامه ايران دوران اصلاحات با محمد خاتمي است كه در http://www.iran-newspaper.com/todaynews/images/img_0706.jpgقابل مشاهده است.

مزد جدید شعبون بی مخ ها

قضیه دانشگاه آزاد را که حتما به یاد دارید، که عده ای با حضور در جلسات نقد و بهم ریختن آن جلسات و هوچیگری مانع از بررسی مفسده مدیریتی دانشگاه آزاد می شدند.

بعد از آنکه در صدر شعبون بی مخ ها ، علی بدرقه مدرک دکترا گرفت و شد رییس واحد اسلامشهر ، و رضا جلالی هم که یک لمپن به تمام معنااست به سمت مشاور ویژه جاسبی در امر تشکل های(دست ساز)جاسبی نائل شد!، نوبت به یکی دیگر از شعبون بی مخ ها رسید تا به مسند ریاست تکیه بزند.

محمد حسین سیفی که سابقا رییس مرکز اسناد دانشگاه باصطلاح آزاد اسلامی بوده است، اردیبهشت امسال بود که با حضور در برنامه دانشگاه آزاد زیر ذره بین در مقابل عباس سلیمی نمین اراجیفی را به هم بافت و رطب و یابس گفت و خوش خدمتی خود را به جاسبی نبیش از پیش نمایان کرد.

خبر های رسیده حاکی از آن است که سیفی (که احتمالا با دو درجه ارتقا شده اند: دکتر سیفی!) به ریاست دانشگاه آزاد واحد لبنان در آمده اند!

از خداوندگار ایشان، حضرت جاسبی، برای تمام شعبون بی مخ هایشان پست و مقام مسئلت داریم.

راستی آقای جاسبی دو سه تا بدبخت دیگه هم هی میان از شما دفاع می کنند و برنامه بهم می ریزند ، آن ها را فراموش نکنید!!!!

26 سال انتظار ناتمام براي اصلاحات در دانشگاه آزاد

هنوز هستند كساني كه به خاطر مي آورند، 3 روز مانده به فتح خرمشهر، «حجت الاسلام هاشمي‌رفسنجاني» كه رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي ايران بود، به دانشگاه تهران رفت تا خطبه‌هاي نماز جمعه 31 ارديبهشت‌ماه سال 61 را ايراد كند وآنچه غريب آمد، قسمت پاياني خطبه‌هاي او بود؛ آنگاه كه از ايجاد و تأسيس يك دانشگاه جديد در كشور سخن گفت و آن را مصداق «انقلاب فرهنگي واقعي» دانست و در تاريخ 11 آذرماه 1361 اساسنامه اين دانشگاه جديد، مشتمل بر 24 ماده و 3 تبصره به تصويب رسيد. در همين جلسه حكم «عبدالله جاسبي» به سمت رياست دانشگاه تنفيذ شد و حق امضاي تمامي اسناد مالي و تعهدآور رسمي و عادي و اسناد غيرمالي دانشگاه رسماً به وي واگذار گرديد و اينگونه بود كه زمينه هاي تأسيس «دانشگاه آزاد اسلامي» شكل گرفت.

در طول سال هاي فعاليت دانشگاه آزاد اسلامي كه همواره «عبدالله جاسبي» به عنوان "رئيس عاليه" آن پابرجا بوده است، برخي افراد معتقدند كه دانشگاه آزاد اسلامي در مسير اهدافي كه از آن انتظار مي رفت گام برنداشته و نسبت به مديريت آن انتقاداتي را مطرح مي كنند.

به طور مثال در سال 76 «مصطفي معين» حاضر به تأئيد مدارك دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي نشد و در همين زمان، بيش از 100 تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، طرحي را با عنوان «طرح ارزيابي رشته‌هاي واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد اسلامي» امضاء كردند و به صحن علني بردند. بعد از اين جريان، ماجرا شكل جديدي به خود گرفت. زيرا مخالفان و موافقان دانشگاه آزاد فرصت مي‌يافتند تا آشكارا در صحن علني، عليه يا له اين موضوع سخن بگويند.

يكشنبه يازدهم ارديبهشت‌ماه 1367 در پايان جلسه رسمي و علني مجلس شوراي اسلامي، «هاشمي‌رفسنجاني» رئيس وقت مجلس وصول طرح 2 فوريتي را با نام "رزيابي واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد اسلامي"، اعلام داشت و از نمايندگان خواست تا درباره 2 فوريت آن رأي‌گيري كنند. 2 فوريت به تصويب رسيد و قرار شد 2 روز بعد، يعني سه‌شنبه 13 ارديبهشت، نمايندگان در اين‌باره تصميم‌گيري كنند.

روز سه‌شنبه «محمدرضا راه‌چمني» در مخالفت با دانشگاه آزاد سخن گفت، پس از او «عباس شيباني» به مخالفت با طرح برخاست و از دانشگاه آزاد انتقاد كرد: "ابتداي تأسيس اين دانشگاه همه جا صحبت از اين بود كه ما دست از مدرك‌گرايي برداريم و مي‌‌خواهيم دانشگاهي درست كنيم مثل حوزه كه دنبال مدرك نباشد… اين رسم را در جمهوري اسلامي نياوريم كه يك چيزي بگوييم بعد خلاف آن عمل كنيم". (مشروح مذاكرات نمايندگان مجلس، دوره دوم، ص??)

اعتراضات برخي نمايندگان باعث شد كه «هاشمي‌رفسنجاني» خود به دفاع از دانشگاه آزاد بپردازد. او در سخنان خود به سخنان «عباس شيباني» كه مدرك‌گرايي را مثال زده بود، پرداخت و گفت: "اين كلمه مدرك‌گرايي كه اين قدر بد شده، چه مفهومي دارد كه شماها اينقدر از مدرك مي‌ترسيد؟ واقعا شماها خودتان مدرك نداريد؟ شماها در آمريكا درس خوانده‌ايد. در ايران خوانده‌ايد. اگر مدركتان را ندهند، چه كار مي‌كنيد؟ پدر طرف را در مي‌آوريد. حق هم داريد. اصلاً مدرك كه عيب نيست. من يكي از عيوب حوزه‌هاي علميه را اين مي‌دانم كه مدركشان مشخص نيست… مدرك‌پرستي درست نيست، اما مدرك داشتن لازم است باشد… آقايان مي‌گويند شماها يك روزي گفته‌ايد مدرك نه. اولاً ما اينجوري يادمان نيست گفته باشيم. حالا اگر گفته باشيم ما كه معصوم نيستيم. يك روزي حرفي زده‌ايم، حالا مي‌گوييم نه، آن درست نيست". (مشروح مذاكرات مجلس، دوره دوم، ص??)

اين مسائل حاكي از آن است كه هرچند برخي تلاش دارند تا انتقادات به قوانين و سوالات افكار عمومي در خصوص ابهامات اساسنامه اي دانشگاه آزاد را به نوعي دولتي و منحصر به دوران حاضر عنوان كنند، اما دانشگاه آزاد از همان آغازين سال هاي فعاليتش به دليل برخي ابهامات موجود در قوانين و اساسنامه زمينه انتقادات فراواني را به وجود آورد.

البته بايد پذيرفت كه افكار عمومي امروز بيش از گذشته -به دليل حاكم شدن گفتمان عدالت خواهي- همه چيز را از منظر اصلاح مي نگرد و بر همين اساس، روند انتقادات به وضعيت موجود در دانشگاه آزاد هر روز پر رنگ تر مي گردد.

البته در اين بين به نظر مي رسد، تلاش در جهت شفاف نمودن قوانين و اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامي، زمينه اصلاح بسياري از انتقادات گذشته را نيز فراهم كند و باعث شود ظرفيت بخش عظيمي از آموزش عالي كشور در مسير صحيح و اصولي اصلاح و از ايجاد تنش و ابهام در افكار عمومي جلوگيري گردد؛ چرا كه اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، آغاز فصل جديدي در تاريخ اين دانشگاه خواهد بود.

اما آنچه در اين بين جاي انتقاد و تأمل دارد، تعلل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تسريع روند اصلاح اساسنامه است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي از ابتداي آذرماه سال 85 ، اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد را در دستور كار قرار داده و طبق مصوبه اين شورا قرار بر اين بود تا در آذرماه 87، پيشنهادات هيئت موسس دانشگاه آزاد در خصوص اصلاح اساسنامه مورد بررسي شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گيرد، اما مشخص نيست كه دليل مماشات در اجراي مصوبات از كجا نشأت مي گيرد؟ چه كساني منافعشان در تضاد با منافع عمومي است؟ آيا باز هم فشارهاي پشت پرده متوليان دانشگاه آزاد، بر اصلاح اساسنامه قفل زده است؟

مدارس غزه باز شدند، دانش آموزانش اما پيش خدايند

مدارس غزه باز شده اند انگار، حواست هست؟ همين ديروز بود ، اول مهر آنها ، كي مي شود؟ اصلا مگر مهم است! چقدر در قيد زماني تو، عجب كار هجوي است اين نويسندگي كه دائم مرا مي برد  به زمان!

آري همين ديروز بود كه مدرسه باز شده بود. عامر كلي دعوا كرده بود با عصام  كه يك رديف جلوتر بشيند تا درس را بهتر بفهمد، كلي ذوق كرده بودند و بغل دستي هاي خودشان را انتخاب كرده بودند، اما آن روز  بمب فسفري خورده بود توي صورتش و زمين و زمان جلوي چشم تار شده بود، و ساعتي بعد هم شهيد شده بودند.

به همين سادگي

حالا ديگر نيمكت مدرسه عامر و عصام ها را نخواهد ديد.

آنها سفر كردند پيش خدا!

:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::