تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

وقتی که حامیان میر حسین جریان دانشجویی را تحریف می کنند

سالها بود که دفتر تحکیم وحدت دو شاخه شده بود. طیف تندرو و ساختارشکن و هنجارشکن علامه و طیف معتدل شیراز. بماند که چه گذشت و چه اتفاقاتی افتاد. تا همین حوادث اخیر غزه که طیف جعلی علامه گفت حماس مقصر اصلی در کشتار فلسطینیان است!

این روند برای غیر قانونی بودن و اعلام این مسئله در شورای عالی انقلاب فرهنگی که اتفاقا میرحسین موسوی هم عضو حقیقی آن است، کافی بود.

اما با کمال تعجب مشاهده کردم بعد از آنکه در دانشگاه چمران اهواز عده ای اعلام کردند که عضو طیف علامه ایم و میرحسین هم دم بر نیاورد، سایت خبری قلم نیوز که حامیان ایسنایی میرحسین هستند، در اقدامی به تحریف مصاحبه شبکه خبر دانشجو با عباسی مهر دست زده است.

از اینکه بعد از رییس ستاد دانشجویی شدن وفقی(گروهک غیرقانونی علامه) ، این اتفاقات زنجیره ای تکرار می شود، تعجب نمی کنم. بالاخره تحکیم ارث پدری آقایان است دیگر!!!

تصویر سایت قلم


تصویر نامه غیرقانونی بودن طیف علامه

اقدام جديد دانشگاه آزاد در توجيه سهل انگاري؛ جبري گرايي به جاي پاسخگويي

دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز، در پي حادثه فوت دو تن از دانشجويان بر اثر واژگوني سرويس اياب و ذهاب ، در اقدامي قابل تامل بجاي پيگيري مسئله، آن را خواست خدا و سرنوشت محتوم خواند.

در بخشي از اعلاميه دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز،  که بيشتر به متون جبريون صدر اسلام شباهت دارد، آمده است:

"ماهمه مي دانيم که مهمانان چندروزه اين دنيا وبه تعبيري اين عروس هزارچهره ورنگ هستيم و دراين چندصباح که نفسي برمي آيد و دمي بازدم مي شود تمام تلاشمان براين است که جامعه اي سالم وپويا وعاقبتي ختم به خير داشته باشيم."

اين نامه در ادامه اتفاق رخ داده را مشيت الهي دانسته و مي افزايد:"اما چه کسي مي داندو مي تواند ازآنچه که نمي دانيم ونمي داند خبردهد و آنچه را که درآينده مي خواهد اتفاق بيافتد پيش بيني کند."

در بخش ديگري از اين اعلاميه، بدون هيچ گونه عذرخواهي بابت اين حادثه، تاکيد شده که  خدا هرچه بخواهد، ما به همان راضي هستيم!"اين عزيزان ازدست رفته نيز مثل هزاران نفرازما تاديروز درانتظار رسيدن به خانه هاي خودوفردايي ديگر بودند که مع الاسف اجل امان ازاين نوگلان وغنچه هاي گلستان علم ودانش بريد والبته خداوندهرچه بخواهد همان مي شودوماراضي هستيم به رضاي الهي"

حاشیه های جشن بزرگ هسته ای در ucf اصفهان

روز بيستم فروردين از سال 85 روزملي فناوري هسته اي است، روز غرور ملي است، روز افتخار ايرانيان است به ايستادگي و استقامتشان، روز عيد بزرگ ملت است. امسال نيز همزمان با بيستم فروردين رييس جمهوري اسلامي ايران با انتشار دو خبر خوش هسته اي بر شادي ملت ايران افزود. دستاورد اول بسته بندي سوخت و آماده كردن آن براي قرار گرفتن در راكتورها و توليد نيرو و دستاورد دوم آزمايش دو نوع سانتريفيوژ جديد با ظرفيت چند برابراست كه حاصل تلاش و نوآوري و سازندگي دانشمندان و جوانان عزيز اين سرزمين است.

حضور صدها خبرنگار براي پوشش موفقيت دانشمندان جوان ايراني

خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي همه آمده بودند تا از نزديک شاهد اعلام خبر خوش هسته اي توسط رييس جمهور باشند. آغاز بهره برداري از مجتمع FMP که توليد ميله سوخت هسته اي – آخرين و حساسترين حلقه چرخه توليد سوخت هسته اي- خبري بود که همه منتظر تحقق آن بودند. وقتي از خبرنگار فرانس پرس نظرش را پرسيدم، گفت: به قول شما جوان‌هاي ايراني خيلي خفنه!

تعبير قرآن از فعاليت هسته اي ايران، شجره طيبه بود

احمدي نژاد براي رونمايي از اولين ميله سوخت هسته اي، طبق معمول حاضر نشد که روبان را خودش قيچي کند و از دانشمند جوان خواست که اين کار را انجام دهد. امام جمعه اصفهان و نماينده ولي فقيه در استان قبل از رونمايي تفالي به قرآن مي زند و اين آيه مويد راه مي شود: الَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه‏» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه‏اى تشبيه كرده كه ريشه آن ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند، شايد متذكر شوند. روبان که قيچي مي شود و پرده از روي ميله سوخت به پايين مي افتد، در بين خبرنگاران ناگهان چند نفري از سر شوق صلواتي مي فرستيم. اشک در چشمانم حدقه زده است. حاصل رشادت شهدا و مقاومت دولت اسلامي اکنون به ثمر نشسته است. عصبانيت را در چشمان خبرنگاران خارجي و غرور را در بين ايرانيان هميشه سرافراز به راحتي مي توان ديد.

قصه غصه که در دولت يار آخر شد

نوبت به مراسم جشن روز ملي فناوري هسته اي مي رسد. شعري در جايگاه نوشته شده است که: ما رسيديم به خورشيد ، رسيديم به نور! اينجاست که فرهنگ و ادبيات ايراني با دانش و فناوري جمع مي شود. مجري برنامه هم شعري از حافظ مي خواند که انگار حضرت خواجه براي اين روز سروده اند: روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان مي?فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد باورم نيست ز بدعهدي ايام هنوز قصه غصه که در دولت يار آخر شد بعد از اين نور به آفاق دهيم از دل خويش كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد

اره برقي را هم پلمب کرده بودند!

احمدي نژاد در سخنانش خاطره اي گفت از آغاز فعاليت هسته اي و شکستن تعليق: در سال 84 بعد از انتخابات، به اتفاق جمعي از دوستان هم به اصفهان سفر كرديم هم به نطنز. گرد و غبار گرفته بود، سايه غم هم بر او سنگيني مي كرد، وقتي كه با اين جوانان و متخصصين مواجه شديم چهره غمگين و افسرده آنها همه وجود انسان را به درد مي آورد. نگاه كرديم ديديم همه جا پلمپ شده است. در نطنز حتي اره برقي هم پلمپ شده بود!

ما به وجود شما افتخار مي کنيم

سخنراني احمدي نژاد که تمام مي شود من و يکي ديگر از خبرنگاران حلقه محافظين را مي شکنيم و نزد احمدي نژاد مي رويم. تبريک مي گويم و خداقوت و ياعلي و دست احمدي نژاد را محکم مي فشارم. خبرنگار ديگر هم تبريک مي گويد و مي گويد: آقاي دکتر! ما به وجود شما افتخار مي کنيم. احمدي نژاد هم لبخندي مي زند و مي گويد: ان شالله که بر همه ملت ايران مبارک است!

در انتهاي مراسم وقتي به يو سي اف اصفهان نگاه مي کنم، در بين آن همه خبرنگار خارجي به خودم مي بالم که ايراني‌ام. افتخار مي کنم باتمام فشارها و تحريم هايي که دولتهاي غربي برايمان ايجاد کرده اند، به اين نقطه رسيديم. ان شالله که بر همه مبارک باشد!
18سال تلاش رهبری برای اصلاح الگوی مصرف
شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف" گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.

ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که"دیگر نوبت رفاه مسئولان" رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد.

این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نکته اشاره می کردند که باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود که دامنگیر جامعه شده است.

در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.

اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم. اصلاحی که اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد.

سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نکته است.

در اینجا نکاتی که در لابلای سخنان رهبری  در این 18 سال راجع به اصلاح الگوی مصرف آورده اند، جمع آوری کرده ام:

ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان)

26/1/1370

برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.

 

ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن»

25/9/1371

من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.

 

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر

4/1/1372

در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.

مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.

 

خطبه‏هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415

14/11/1373

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.

 

اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏

1/1/1376

من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند

 

در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)

1/1/1377

ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.

من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.

من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.

 

خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏

23/2/1379

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.

 

در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏

25/9/1379

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛

 

در خطبه‏هاى نماز عيد فطر

15/9/1381

مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.

 

ديدار معلّمان و كارگران‏

10/2/1382

توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند

 

ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت

6/6/1385

«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش»  جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست

 

ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان

18/8/1385

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.

 

ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏

30/11/1385

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.

 

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر

21/7/1386

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.

 

ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسنی

15/2/1387

 من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكی از چيزهايی كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهی اسراف است

 

ديدار رئيس‏جمهوری و اعضاى هيئت دولت

2/6/1387

ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.

همین مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

 

وزراي دولت نهم پشت نيمکت مدرسه/رعایت سیره علوی از سوی دولت نهم
در جريان بازديد رييس جمهور از منطقه 17 بودم. هرچند کسی مار ا دعوت نکرده ، اما ديدار مسئولان با ولي نعمتانشان كه ديگر دعوت نمي خواهد، ديدار مردمي است و ماهم مردم!

به خيابان ابوذر كه مي رسيم تابلويي را مي بينم كه در آن اعلام شده در ادامه دور دوم سفرهاي استاني به منظور رسيدگي به مشكلات و شكايات مردمي، رييس جمهور با مردم منطقه 17 ملاقات مي كند.

به ميدان ابوذر نرسيده ام كه ازدحام جمعيت ديگر اجازه حركت به ماشين نمي دهد. از تراكم مردم حاضر، محل ورود را پيدا مي كنم، به محض ورود نامه ها و درخواست و شكايات را مي گيرند و بعد روي آنها كارشناسي مي شود و به ضميمه يك فرم به فرد اعلام مي كنند كه به اتاق كدام وزارتخانه برود.
وارد حياط مدرسه كه مي شوم، ‌سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهور را مي بينم كه مردم دورش را گرفتند و با او صحبت مي كنند.

هر وزارتخانه در يكي از كلاسها مستقر شده و وزرا و معاونانشان هم پاسخگوي مردم هستند، همه وزارتخانه ها وسازمان هاي دولتي هم اينجا اتاق دارند از آموزش پرورش و وزارت كشور گرفته تا وزارت اطلاعات و دفاع و حتي سازمان ميراث فرهنگي. حالا بگذريم كه برخي وزارتخانه ها مثل نفت اتاق شيك و تر تميزي دارند كه احتمالاً براي مدير مدرسه است.

 

وزارت بهداشت و وزير جوان و كارآمد آن اولين اتاقي است كه به سراغ آن مي روم. باقري لنكراني نشسته و با سعه صدر به مراجعين پاسخ مي دهد و نامه هايشان را پاراف مي كند.پيرزني مي نشيند و با وزير از مشكلات فرزند هموفيلي اش مي گويد،‌ وزير زير نامه در خواستش "مساعدت شود"ي مي نويسد و پيرزن شروع مي كند به دعا "در پناه خدا باشيد،‌ انشالله كه خدا بهتان ياري بده" وزير لبخندي مي زند و شكلاتي به او تعارف مي كند.
وزرات ارتباطات مراجعات مردمي زيادي ندارد،‌ نفت هم همينطور، وزارت دفاع و اطلاعات و سازمان ميراث فرهنگي هم خلوت است. رحيم مشايي مي گويد: خب كار ماطوري است كه زياد مراجعات مردمي نداريم.

وزارت مسكن و صندوق مهر امام رضا از شلوغ‌ترين اتاق هاي مدرسه هستند. وزير مسكن حضور ندارد اما معاونانش از صبح اينجا هستند تا به مشكلات و درخواست ها رسيدگي كنند.

وام وديعه مسكن هم بيشترين متقاضي و مراجعه كننده را دارد.بيرون در لابلاي صف يكي مي گويد آقا وام نمي دهند اينها كه،‌ همش پارتي بازيه! يكي ديگه مي گويد اگر مي داني نمي دهند چرا صف رو شلوغ كردي؟ بي‌جواب مي ماند بنده خدا. پيرمردي هم به اين حرف اعتراض مي كند و مي گويد از اول اين دولت هر چي به ما گفتند بهمان دادند هم حقوق من بازنشسته رو زياد كردند هم سهام عدالتمان را دادند. شما هم به قيافت مي خوره تا حالا نرفتي دنبال وام كه بگيري وگرنه مي دونستي كه وام مي دهند پسرجان!
به سمت تعدادي ديگر از وزرا كه در مدرسه مجاور هستند، مي روم. وزيركشاورزي دارد راجع به قباله اي كه در دست زني است اما زمينش حالا جز اموال دولت شده، دستوري را صادر مي كند. وزير مي گويد بيشتر مراجعات مربوط به مجوز دامپروري و بحث زمين بوده است.

زن لابلاي صحبت وزير مي آيد و تشكر مي كند مي گويد: آخه وقتي شما اينجا هستيد كه مشكل ما نبايد اينقدر دير حل ميشد. وزير معذرت‌خواهي مي كند و زن را راهي مي كند.وزير علوم هم در حال پاسخگويي به دو دانشجوي پيام نور است و به گلايه‌هاي دختر دانشجوي يك مؤسسه غيرانتفاعي هم گوش مي دهد و قول مي دهد رسيدگي بيشتري شود. بيشترين مراجعات هم مربوط به درخواست انتقال دانشجوهاست.
وزير آموزش و پرورش هم بيشتر به مسايل فرهنگيان منطقه رسيدگي مي كند و دستورات لازم را ابلاغ مي كند.

اما باشكوه ترين قسمت مراسم، ورود و بازديد رييس جمهور است محمود احمدي نژاد بعد از ملاقات كوتاه با مردم بدون نوبت ملاقات در پشت ميله هاي مدرسه، سه ساعت با مردم منطقه 17 ملاقات و دستورات لازم را براي رفع مشکلات وخواسته‌هاي آنان صادر کرد.احمدي نژاد در اين ديدارها دستوراتي درمورد حمايت از تأسيس کارگاه‌هاي صنعتي و بنگاه‌هاي اشتغال‌زايي، کمک‌ هزينه درماني و برخي مشکلات شخصي ملاقات‌شوندگان صادر کرد.رييس جمهور قبل از آمدن به مدرسه هم از از سامانه انتقال خط آهن تهران- تبريز به تونل زيرزميني و مراحل پيشرفت طرح بازديد كرد.ديگر نزديك غروب است و حداقل 10 ساعتي هست كه در يك روز از نوروز 88 ميهمان مردم جنوب تهران بوديم. پاستوري‌ها امروز در دو مدرسه گرد آمدند تا بگويند دولت بايد به مردم توجه كند و مستقيم و بي پرده با مشكلات آنان روبرو باشد، همانگونه كه مولاي متقيان فرمود: "بين تو و مردم بايد واسطه و سفيري جز زبانت و حاجب و پرده اي جز چهره ات نباشد"
:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::