تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

آقای احمدی نژاد، خداحافظ!

خط قرمزم همیشه رهبری بوده، حالا چه موسوی چه خاتمی چه هاشمی چه احمدی نژاد و هر منافق دیگری دستور رهبری رو اجرا نکنه، لزومی نمی بینم که بخواهم از او حمایت کنم.هر چند تنها شود و به او ظلم کنند.

آقای احمدی نژاد!

دست مریزاد!

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت

اما در آخر؛

ای سید و مولای ما

ما تا آخرین نفس در راه ولایت ایستاده ایم.

یا علی!

____________________________________________________________

بعدالتحریر: بسیاری از دوستان گفتند و نظر دادند که من تند رفتم

نمی گویم معصومم و خطا نمی کنم، اگر امر ثابت شود که من اشتباه کرده ام،- که خوشحال می شوم اینگونه باشد- عذرخواهی می کنم و به رویه سابق ادامه می دهم، والا فلا.

____________________________________________________________

بعد از بعدالتحریر:

خیلی دوست داشتم اشتباه کنم، اما نشد

ایسنا : احمدي‌نژاد:‌ متاسفانه برخي مشايي را نمي‌شناسند /به هزار دليل به آقاي مشايي علاقه‌مندم

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1374423&Lang=P

آقای طباطبایی! احمدی‌نژاد سیادت را مسخره کرد یا موسوی و سبزها؟

حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی بااشاره به استفاده احمدی‌نژاد از شال سبز  ادامه داد: متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

این جملات خنده دار (و البته گریه دار ) را سید مهدی طباطبایی زده  و سایت خوشحال خبرآنلاین هم کلی ذوق کرده است.



تصویر زیر هم صحنه استهزای شال سبز و سیادت ! توسط احمدی نژاد است.


اما شاید آسید مهدی طباطبایی که البته بیشتر استاد اخلاق خاواده و ازدواج و طلاق است تا سیاست، و حتی عرصه تفکر این تصاویر و هزاران بلکه میلیون ها بی احترامی به شال سبز را ندیده باشد، و شاید هم دلخوری اش از احمدی نژاد به مسئله دیگری بر گردد:







این هم سگ با سبز سیادت، آقای طباطبایی اون موقع دچار مشکل حنجره بودی که نمی تونستی به این ها اعتراض کنی؟

انشالله که بترسند از خدا و این طور بی مهابا حمله نکنند به دولت.
احمدی نژاد سال گذشته هم در روز شهادت حضرت زهرا(س) شال سبز بر دوش انداخته بود و امسال نیز برای ایجاد وحدت و همدلی از شال سبز که نماد هواداران مهندس موسوی بود در جشن پیروزی انتخابات که مقارن با سالروز ولادت حضرت زهرا(س) بود استفاده کرد.

احمدی نژاد در جمع حامیان خود در میدان ولی‌عصر(عج) تهران با بیان اینکه رنگ سبز نماد معنویت و رنگ اهل بیت است، گفته بود: مادر من سیده است و من خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم می‌اندازم.

نبش قبری در باب سوابق اسفندیار مشایی!

من هم به مانند بسیاری دیگر از دوستان و همفکرانم که قبل از چهارسال پیش در حد توانمان همیشه از عملکرد دولت و احمدی نژاد دفاع کردیم، فحش خوردیم و کتک خوردیم، از دست آقای رییس جمهور محبوب ناراحتم.

سایت آقازاده هاشمی رفسنجانی مسخره مان کرده بود و صبح بخیری گفته بود، حرف ها و نگاه ها و خنده های بقیه هم دست کمی نداشت، هرچند ما که قائل به عصمت دکتر نیستیم، او هم خطا می کند، اما خطای بزرگ اینچنینی از او انتظار نمی رفت.

آرشیوم را بررسی می کردم و هاردم را نبش قبری کردم تا دو مطلب در مورد مشایی، قبل از آنچه که رییس جمهور آن را خدمت و فداکاری مشایی می داند،یافتم.

اولی مربوط به سازمان فرهنگی هنری شهرداری است و در روزنامه فخیمه جوان که آن موقع - مثل الان- از حامیان احمدی نژاد در شهرداری بوده است. کدهایی که داده می شود نشان دهنده عمق فاجعه فکری فرهنگی اسفندیار خان است که در دولت نههم بنا به گسترش کار وی گاف هایی بزرگ تر داده شد:


روزنامه جوان 12/5/83

به خرج شهرداري، به كام عناصر استحاله شده و نفودي


شهردار ارزشي، ساده‌زيست، كاردان و پرتلاش تهران، آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد، بي‌شك يكي از بهترين گزينهرهاي ممكن شوراي شهر براي اداره كلان‌شهر تهران، آن هم پس از آن همه فسادها و ويراني‌هاي اداري باقي‌مانده از زمان سه شهردار پيشين بود، كه هر چه زمان مي‌گذرد، محاسن اين انتخاب بيشتر آشكار مي‌شود

بي‌ترديد، اين حجم اقدامات اصلاحي و سازندگي و جلوگيري از سوءاستفاده از بيت المال – كه در سال‌هاي اخير در شهرداري تهران به صورت امري كاملا عادي و رايج در آمده بود _ جز از همچون دكتر احمدي‌نژاد كسي، بر نمي‌آمد. اما اين اندازه موفقيت‌ها و تحولات در عرصه سازمان فرهنگي – هنري شهرداري تهران آن گونه كه انتظار مي‌رفت، مشاهده نمي‌شود.

اين البته به آن معنا نيست كه در شايستگي و تقواي آقاي اسفنديار رحيم‌مشايي براي تصدي اين سمت ترديد كنيم، اما با كمال تأسف بايد بگوييم مشي ضد و يا غيرارزشي برخي مديران تر قسمت‌هاي فرهنگي و هنري تحت پوشش اين سازمان، نه تنها نسبت به دوران مديريت‌هاي قبلي ِ آن تغييري نكرده، بلكه در مواردي احساس مي‌شود بدتر هم شده است. (دوستي در مورد قسمتي مي‌گفت: صد رحمت به دوران آقاي زم!) از اين جمله مي‌توان به محافل ادبي (شعر و داستان) تعدادي از فرهنگسراها، خاصه «خانه داستان» اشاره كرد كه با همان كادر سابق، همان برنامه‌هاي گذشته را حتي در مواردي بدتر و بي‌پرواتر از گذشته دنبال مي‌كند، بي‌ آن كه معاونت فرهنگي سازمان اصولا سر از كار آنان در آورد و بداند كه چه مي‌كنند. زيرا اين بزرگوار نه كمترين آشنايي با اين مقوله دارد و نه زيركي لازم را براي اين كار داراست.

چندروز پيش دوستي كه براي كاري به سازمان فرهنگي-هنري شهرداري سرزده بود، از حضور آقاي...(از ارادتمندان نويسنده لاييك مبتذل‌نويس، ... و فردي بسيار بي‌مايه در اين عرصه) به عنوان مسؤول جديد كانون‌هاي شعر و داستان فرهنگسراهاي شهرداري تهران، ... (نويسنده‌اي كه در چند سال اخير به لطف برخي مسؤولان فرهنگي كشور به ثروت بادآورده‌اي رسيده، اما نويسندگان متعهد مسلمان را اراذل و اوباش مي‌نامد و از قرار گرفتن نامش در يك مجموعه مشترك در كنار آنان، سخت برافروخته مي‌شود و زبان به اهانت مي‌گشايد) به عنوان مشاور او و جواني ديگر (باز از ارادتمندان نويسندگان لاييك) در اين ساختمان اظهار شگفتي مي‌كرد.

مي‌گفت: با آن دو مشغول صحبت بودم كه ... (مسؤول خانه داستان كه او هم عنصري كاملا متمايل به اعضاي كانون منحله نويسندگان و نويسندگان لاييك، بدسابقه و استحاله شده است و اين مركز را به تريبوني براي مطرح كردن اين چهره‌ها و آرا و آثارشان تبديل كرده است) از راه رسيد و جمعشان جمع شد.

وجود امثال... در فرهنگسراي هنر به عنوان عنصر استحاله شده نفوذي ديگر و... و... در فرهنگسراهاي ... همه حاكي از آن است كه متأسفانه در اين بخش ِ شهرداري نه تنها خانه تكاني نشده بلكه عناصر نفوذي ريشه دوانده از گذشته در اين مراكز، با استفاده از غفلت و بي‌اطلاعي معاونت فرهنگي سازمان فرهنگي_هنري روز به روز بر دامنه گستاخي و تركتازي خود در اين عرصه مي‌افزايند.

از سوي ديگر «باشگاه هنرمندان و نويسندگان» را مي‌توان نام برد كه در خوشبينانه‌ترين تعريف، جز اسمي تو خالي و فاقد مسما نيست، و همچنان در دست عواملي كه از سابق بر آن رياست مي‌كردند قرار دارد و نه تنها نتوانسته نويسندگان و هنرمندان ارزشي را جذب كند و به پايگاهي براي گردهمايي و فعاليت آنان تبديل شود، بلكه بعضا با شيوه‌هاي پليسي، پاي گروهي از بهترين آنان را از آن‌جا قطع كرده است.

درباره كتاب‌هاي موجود در كتاب‌خانه‌هاي فرهنگسراها و خانه‌هاي فرهنگ نيز سخن بسيار است. اما چون پيشتر در همين روزنامه در يادداشتي توسط استاده علي‌اكبر كساييان به آن‌ها اشاره‌اي گذرا شده است، از آن مي‌گذريم. همچنين اظهارات يكي از مسؤولان سازمان فرهنگي _ هنري شهرداري درباره چاپ كتب نفيس هنري توسط اين سازمان را نه تنها امتياز و نقطه مثبتي براي اين مجموعه نمي‌توان تلقي كرد، بلكه برعكس، آن را بايد اقدامي اسراف آميز در جهت هدر دادن بيت المال، صرفا براي ارايه آمار و ارقام و حجيم كردن كارنامه مجموعه مذكور تلقي نمود.

خلاصه كلام آن كه درگيري در مبارزه با فساد باقي مانده از دوره‌هاي قبل و اقدامات عمراني و اجرايي ديگر، چنان وقت شهردار عزيز ما را گرفته، كه او متأسفانه فرصت و اهتمام كافي براي پرداختن به مسايل فرهنگي و هنري و مراكز مرتبط با اين امر تحت سرپرستي شهرداري را از دست داده است. در اين امر مديران و مشاوراني شجاع، امين و كارآمد، مي‌توانستند وي را ياري كنند، كه گويا اين مراد نيز _به هر دليل_ حاصل نيست.

اما دومی یادداشتی است از محسن مومنی در سایت لوح که آن زمان امیرخانی سرلوحه هایش را می نوشت.

مومنی در این یادداشت به بررسی چند ماه اول مشایی در میراث فرهنگی می پردازد.

08/10/84

فرجام نقشه راه و النباء العظيم!

محسن مؤمني

در روزهايي كه بازار گمانه‌زني براي انتخاب كابينه گرم بود، در محضر يكي از بزرگان اهل تميز بوديم كه نامش در فهرست‌هاي مختلف براي چندين وزارت‌خانه آمده بود اما او گويي هيچ رغبتي براي وزير شدن نداشت تا اين‌كه بعد از مدتي جمع و تفريق كردن، فرمود: «حالا كه تكليف است كه بايد به آقاي رئيس‌جمهور كمك كرد، به نظرم در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بنده مؤثرترم

ما كه از كرامت اين سازمان تازه تأسيس بي‌خبر بوديم و خيال مي‌كرديم وظيفه‌اش صرفاً حفظ و نگهداري اماكن مخروبه و خوش خدمتي به چهار تا پير و پاتالي است كه از اروپا براي گردش به ايران مي‌آيند، تعجب كرديم كه چطور آن بزرگ اين‌جا را به وزارت‌خانه ترجيح مي‌دهد!

به هر تقدير آن روز از ميان همه‌ي آرزومندان رياست اين سازمان، اقبال آقاي اسفنديار رحيم‌مشايي بلند‌تر بود كه بي‌هيچ چك و چانه‌اي در جاي حسين مرعشي نشست. البته پنهان نماند، ما آن روز مختصر نگراني هم از اين جهت داشتيم و آن اين‌كه بعد از رفتن ايشان از سازمان فرهنگي هنري شهرداري، سرنوشت "نقشه راه" كه از ابداعات حضرت‌شان بود چه خواهد شد؟ آيا اگر همين امروز و فردا امام زمان(ع) ظهور كرد و بدون اين كه مسير حركت ايشان هموار شده باشد، چه خاكي به سرمان كنيم؟!

خوشبختانه در همين مدت كوتاه همه ابهامات ما برطرف شد. اولاً فهميديم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از تمام وزارتخانه‌ها به صرفه‌تر است، اگر وزير خارجه سالي يك بار هم به انگليس نمي‌تواند برود، رئيس اين سازمان مي‌تواند در يك ماه دوباره عازم لندن شود و حتي با وزير خارجه آن‌ها جك‌ استراو، سر آينده‌ي جهان مذاكره نمايد، بدون اين‌كه كسي در مجلس برايش مزاحمت ايجاد كند و گيرهاي آن‌چناني بدهد! اين يك.

ثانياً، ما فهميديم، تمام نگراني‌هاي ما بابت معطل ماندن نقشه راه بيهوده بوده بلكه جناب ايشان به افكار بلندتري دست يافته كه از صد تا نقشه راه هم به‌تر است! عجالتاً ايشان بعد از آشنايي مختصر با مقدمات I .t به يك پلوراليسم بومي رسيده‌اند كه عقل خام‌انديش از دركش ناتوان است. او با تشبيه دوره اسلام‌گرايي به دوره اسب سواري، با ضرس قاطع اعلام كرده است: «من اين‌جا عرض مي‌كنم، دوره اسلامگرايي هم به پايان رسيده است، معنايش اين نيست كه اسلامگرايي وجود ندارد يا رو به نضج نيست، نه! دوره‌اش تمام شده وگرنه الان دوره اسب‌سواري تمام شده، ولي خوب اسب هم هست و سواري‌اش هم هست

ناطق كه از سويي به علت تعاملش با سران واتيكان براي ايجاد مركز فرهنگي مسيحي در ايران، متهم به ترويج مسيحيت در ايران است(!)؛ اجازه بدهيد در همين‌جا از فرصت استفاده كنم و سال نو مسيحي را به خدمت همه مسيحيان ايران و جاهاي ديگر تبريك بگويم و ابراز اميدواري ‌كنم كه صد سال به از اين سال‌ها كريسمس برگزار كنند! كجا بوديم؟... بله، ناطق از سوي ديگر بر سر ما شيعيان جهان فرياد برمي‌آورد كه: «اگر نجنبيم، بسياري از انسان‌هاي روي كره زمين از ما شيعيان كه هزاران مجلس روضه نشسته‌ايم، در اعتقاد به آمدن او راسخ‌تر مي‌شوند.»(البته اگر حمل بر جسارت نشود، از نظر ما شيعيان، اين امر مباركي است و لازم نيست بيش‌تر از اين بجنبيم، اگر قرار بود ما اعتقاد كره زميني‌ها را به آمدن او راسخ كنيم، حالا خودشان دارند راسخ مي‌شوند، چرا بايد نگران باشيم! مگر اين كه حضرت استاد خواسته باشند شيعيان را تحريض و تشويق‌كنند!)

ناطق با اعلام اين‌كه تحول بزرگي در حال رخ دادن است و خيلي هم نزديك است، پيش‌بيني كرد: «بشر به سمت يك انفجار عظيم مي‌رود»(اين به زبان خدا مي‌شود؛ عم يتساءلون عن النباء العظيم!)


خندید و رفت

اسلام آمریکایی در نماز جمعه تهران/ وقتی سبزها احکام نمی دانند

نتیجه های فقهی نماز جمعه امروز

زن و مرد می توانند در کنار هم نماز بخوانند!

با کفش هم می توان نماز خواند!

بدون حجاب کافی هم می شود نماز خواند!

احتمالا بدون وضو هم می شود نماز خواند!

راستی اگر نماز جمعه را چهارشنبه می شود خواند!

نوری که هادی غفاری می خواست با فوت خاموش کند!

"خواندن تاریخ خیلی چیز ها را روشن می کند"، این را بارها شنیده ایم، اما اکنون نیاز به مطالعه تاریخ بیش از هر زمان دیگری است.

تاریخ صدر اسلام را که می خوانی می بینی عده ای آمدند و با پیامبر همراه شدند، خواسته و ناخواسته بعد از وی، حق وصی او را غصب کردند و به وی افترا بستند. شاید اگر شهادت روشنگرانه مولایمان نبود هنوز هم بودند کسانی که امیرالمومنین را در قنوت نمازشان لعن می کردند تا ثواب بیشتری ببرند!

حرف و حدیث پیامبر را ابوهریره می زد و ابراز می داشت که نبی خدا فرموده هر که علی را دشنام دهد با من در بهشت قرین خواهد بود.

این ها را شنیده ایم. و چه بسا برایمان سخت تمام شده و باور هم نکرده ایم.

اما امروز بعد از 1400 سال دوباره وقایع دارد تکرار می شود ؛ 14 قرن بعد از نبی مکرم اسلام، فرزند صالح او امام روح الله درصدد تشکیل حکومت اسلامی بر می آید. تا زمان حیات او نفاق ها در پس پرده است، اما بعد از رحلتش نفاق از پس پرده برون می آید.

مخالفان نظریه شریف"ولایت فقیه" که همان استمرار ولایت انبیا و ولایت علی بن ابیطالب(علیهم السلام) است، برنامه های شوم خود را برای مقابله با آن شروع می کنند.

این گروه هم در حرکتی شبیه سازانه، ابوهریره هایی را درست می کنند تا حرف امام را جعل کنند و نسبت های خود را به یاران صدیق امام روا سازند.

سخنان سخیف و هتاکانه هادی غفاری را حتما شنیده اید و یا خوانده اید، هر چند اگر تا کنون نخوانده اید به دلیل اشاعه فحشا توصیه می کنم سراغش نروید.

غفاری در سخنانش می گوید: آقای خامنه ای! امام به من نگفت ولایت فقیه را نمی فهمی، اما به تو گفت! به تو گفت ولایت فقیه را نمی فهمی!!

بسیاری کنجکاو شدند که ببیند جریان از چه قرار است، شاید اگر صدر اسلام بود و سخنان امام مکتوب و جمع آوری و حراست نمی شد، حرف ابوهریره ها باور می شد، اما مراجعه به صحیفه نور سیه روی می کند آن را که در او غش است؛ امام خمینی خطاب به امام خامنه ای می فرمایند:شما را چون برادرى كه از مبانى فقهى مـربـوط بـه ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى كنيد، مى دانم.

متن کامل نامه امام به آقا

بسم الله الرحمن الرحيم

جـنـاب حـجـت الاسـلام آقـاى خـامـنـه اى رئيس جمهور محترم جمهورى اسلامى دامت افاضاته ، مـرقـوم شـريـف جـنـاب عـالى واصـل و مـوجـب خـرسـنـدى گـرديـد. ايـن جـانـب كـه از سـال هـاى قـبـل از انـقلاب با جناب عالى ارتباط نزديك داشته ام و همان ارتباط بحمدالله تـعالى تاكنون باقى است ، جناب عالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مـربـوط بـه ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى كنيد، مى دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد روشنى مى دهيد.

مع الاسـف جـمـهورى اسلامى و سران محترم آن به جرم اسلام خواهى و بسط عدالت اسلامى در جـهـان مـورد تاخت و تاز تبليغاتى جهانخواران شده اند و مثلا اگر بگويند آفتاب روشن اسـت ، فـردا تـبـليـغـات جـهـانـى بـه شـرح و تـفـصـيـل و تـوجـيـه و تحليل پرداخته و جمهورى اسلامى و ياران آن را به طورى محكوم مى كنند و چون آشنا به فـقـه اسـلامـى و بـه مـلت فـداكـار اسـلام و ايـمـان راسخ آنان نيستند، بسيارى از اوقات تبليغات آنان به نفع جمهورى اسلامى تمام مى شود.

و البـته ما متوقع نيستيم كه با قيامى كه بر پايه اسلام عزيز نموديم و (نه ) به شـرق و غـرب و عـمـال آنها گفته ايم ، آنان به ما و شماها و به ملت عزيز جان بر كف ما بـارك الله بـگـويند. و خوشبختانه اخيرا در همين موضوع حدود ولايت فقيه نويسندگان و گـويـنـدگان متعهد و آگاه به مسائل اسلامى ، مساءله را در مجالس و روزنامه ها تا آن جا كـه ديـدم مـورد بحث قرار داده كه من از تمامى آنان تشكر مى كنم و اميد است ائمه ى محترم جـمـعه و بويژه امثال جناب عالى كه در ميان مسائل دست توانا داريد، مساءله را تعقيب و در خـطـبـه هـاى نماز جمعه اذهان ناآگاهان را روشن و زبان دشمنان اسلام را قطع فرماييد. و جـنـاب عـالى و مـلت بـزرگـوار خـواهـنـد ديـد كـه در اطـراف هـمـيـن نـامـه چـه شـيـطنت ها و تـحـليـل ها در رسانه هاى گروهى مخالفين اسلام و همدستان آنان خواهد صورت گرفت . در خـاتـمـه سـلامـت و سـعـادت جـنـاب عـالى را از خـداونـد خـواسـتـار و امـيـد اسـت امثال جناب عالى در مقاصد عاليه خود پيروز و سر بلند گرديد.
والسلام عليكم و رحمة الله
روح الله الموسوى الخمينى
تاريخ : 23/10/66    ///    صحیفه نور - جلد 20


اما در آخر پیامبر حدیثی دارند خطاب به امیرالمومنین؛ لولاک یاعلي لم یعرف المومنین بعدي ای علی اگر تو نبودی مومنین بعد از من شناخته نمی شدند.

امروز هم اگر نبود پیشوای ما حضرت آیت الله خامنه ای - که جانم فدای او باد-  یقینا قافله ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه از پاکان جدا نمی شد.

مولایمان سید علی در محضر امام روح الله

شیخ هادی غفاری در نزد شیخ ساده لوح منتظری

بدون شرح// پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به آقای خاتمی قبل از تایید شورای نگهبان


پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به آقای خاتمی قبل از تایید شورای نگهبان(12 سال پیش)این پیام ساعت 14 ظهر سوم خرداد و در حالیکه شمارش آرا پایان نیافته بود ،اعلام شد


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

ملت عزيز ايران،

صحنه‏ى زيبا و پرشورى كه در روز جمعه‏ى دوم خرداد و در پاى صندوقهاى رأى آفريديد، حقيقتاً يك حماسه‏ى تاريخى بود. آگاهى و هوشيارى سياسى شما يك بار ديگر به كمك خداوند، درست در لحظه‏ى مقتضى، كار خود را كرد و از ايران اسلامى چهره‏يى با نشاط، مصمم، و سرشار از ايمان و آگاهى به دنيا نشان داد و بحمداللَّه كشور را در برابر توطئه‏ى دشمنان و وسوسه‏ى بدخواهان تا مدتها بيمه كرد. شركت شما در يك مسابقه‏ى سالم و مسؤولانه براى انتخاب رئيس جمهور، با امنيت و انضباط تمام، و با رعايت بيشتر ملاحظاتى كه در چنين حركت عظيمى با ابعاد يك ملت بزرگ، در دنيا كمياب و كم‏نظير است، براى دوست و دشمن ثابت كرد كه ملت ما به بركت عمل به اسلام ناب محمّدى (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) در صحنه‏ى جهاد سياسى نيز مانند صحنه‏ى جهاد نظامى، از انسجام و ابتكار و نظم و قاعده‏ى درست برخوردار است و نَفَس زهرآگين دشمنان كه از ماهها پيش به قصد دلسرد كردن مردم، صورى بودن و جدى نبودن انتخابات را با زبانهاى مختلف در همه‏ى تبليغات فرامرزى خود تكرار مى‏كردند، در او كمترين تأثير را ندارند. اكنون با حضور بسيار گسترده‏ى شما ملت عزيز در اين آزمايش الهى، و با اختصاص اكثريت قاطع آراء به رئيس جمهور منتخب مردم، ايران اسلامى از آزمايشى ديگر، موفق و سرافراز بيرون آمده و دوران تازه‏يى در تاريخ درخشان جمهورى اسلامى آغاز شده است. ملت عزيز ما بايد در دل از خداوند متعال شاكر باشد كه او را به اين حركت افتخار آميز هدايت كرد و دشمنان او را ناكام ساخت.

اين‏جانب پس از سپاس خاضعانه از ساحت مقدس پروردگار كه در لحظه لحظه‏ى اين آزمايش بزرگ، شما ملت انقلابى و مؤمن و اين بنده‏ى ناتوان را از هدايت و كمك و دستگيرى خود محروم نساخت، از همه‏ى آحاد ملت كه در اين حماسه‏ى بزرگ شركت كردند، همچنين از مراجع عظام و علماى اعلام و شخصيتهاى سياسى و فرهنگى و برجستگان حوزه و دانشگاه كه در تشويق قشرهاى گوناگون مردم به اين امر اثر بارز داشتند، و بخصوص از صدا و سيما كه با تلاش بى‏سابقه و فراهم ساختن گفتگوها و فرصتهاى مناسب براى آشنايى مردم با نامزدهاى انتخابات، انگيزه و امكان گزينش آزاد را به مردم دادند، و نيز از شوراى محترم نگهبان و وزارت كشور كه با صدق و امانت و كوشش خستگى ناپذير خود، ميدان را براى اين مسابقه‏ى عمومى مهيا ساختند، و از همه‏ى كسانى كه به نحوى در اين امر كمك كردند، صميمانه و با همه‏ى وجود تشكر مى‏كنم و نكاتى را يادآور مى‏شوم:

1 - به رئيس جمهور منتخب مردم، جناب حجةالاسلام آقاى حاج سيّد محمّد خاتمى، توفيق خدمتگزارى ملت عظيم‏الشأن ايران و تحمل اين امانت بزرگ را صميمانه تبريك مى‏گويم و ايشان را به وظيفه‏ى شكر و اهتمام و آمادگى متذكر مى‏گردم. و همچنين از ساير نامزدهاى محترم رياست جمهورى كه با آمادگى و حضور خود در ميدان اين آزمايش الهى، بزرگترين كمك را به ايجاد رقابت انتخاباتى و انگيزه بخشيدن به مردم كردند، صميمانه تشكر مى‏كنم. بى‏شك بدون حضور افكار و سليقه‏ها و منشهاى متنوع در صحنه‏ى نامزدى رياست جمهورى، اين موج عظيم حضور ملى پديدار نمى‏گشت و اين افتخار براى ملت ايران به ثبت نمى‏رسيد.

2 - از طرفداران انتخاباتى رئيس جمهور محترم مى‏خواهم كه موفقيت خود را از كمك و هدايت الهى بدانند و در آينده نيز در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى از خداى متعال كمك بخواهند. از طرفداران انتخاباتى ساير نامزدهاى محترم نيز مى‏خواهم كه خدا را بر توفيقى كه به آنان داد تا بتوانند در پديد آوردن اين فصل درخشان سهيم باشند، شكرگزارى كنند و خود را براى كمك به رئيس جمهور منتخب آماده سازند.

3 - به همه‏ى ملت عزيز عرض مى‏كنم كه در انتخاباتى با اين درخشندگى و زيبايى، همه‏ى عناصر دست‏اندركار بَرَنده‏اند؛ هم كسى كه بار مسؤوليت را با افتخار بر دوش گرفته، و هم همه‏ى كسانى كه با ورود در ميدان رقابت انتخاباتى، در اين آزمايشِ پرشور نقش آفريده‏اند. و بديهى است كه برنده‏ى اصلى در اين پديده‏ى تابناك، ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى است.

4 - در پايان، با پشتگرمى به فضل و رحمت و هدايت الهى، متضرعانه از خداوند متعال مسألت مى‏كنم كه مسؤولان امور را به آنچه رضاى او و صلاح ملت در آن است، رهنمون گردد و رئيس جمهور منتخب ملت را مشمول هدايت و كمك خود فرمايد و همگان را مشمول دعاى حضرت ولى اللَّه الأعظم (روحى‏فداه) سازد و بندگان مخلص و دلهاى پاك و سرشار از نور و صفاى انسانهاى مؤمن و دلسوز را در سايه‏ى حمايت و هدايت و امنيت معنوى خويش قرار و آرام بخشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته - سيّد على خامنه‏اى - سوم خرداد سال 1376 شمسى
:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::